رمان سکوت تلخ پارت 46

4.3
(203)

 

 

 

 

با هیجان کنارش می نشیند

 

– چی برام خریدی؟

 

سوفی حین آنکه یکی از پاکت های خریدش را برمیداشت می گوید

 

– نشین باید بری بپوشیش!

دوتا مایو گرفتم مانلی نمیدونی چقدر خوشگلن …

ست گرفتم،

واسه پس فردا که میریم شنا!

فکر کن این تیپی میشد بری لب ساحل چه کشته مرده هایی میدادیم …

 

دوست داشت به سوفی از پریودی که فردا سر و کله اش پیدا میشد بگوید اما ترجیح میداد در این لحظه ذوق او را کور نکند

 

سوفی که آن مایوی دو تیکه فیروزه ای رنگ را نشانش میدهد

 

خود نیز عاشق آن میشود

 

– بیا برو پوشش ببینم

 

– الآن؟

 

اخمهای سوفی درهم می رود

 

– واسه همین اومدم اینجا که بپوشی ببینم …

بدو میخوام ببینم چه شکلی میشی

 

به ناچار رضایت میدهد

 

– خیله خب

 

از جا بلند شد اما کاش پیش از آنکه سمت اتاقش می رفت ، اتاق هاکان را هم چک میکرد!

 

یا حداقل حواسش به آن کفش های مردانه دم در بود …

 

نمیدانست که هاکان نیمه های شب گذشته از سفرش به خانه برگشته بود!

 

#پارت_صدوشصت‌ویک

 

لباس هایش را از تن درمی آورد و حین پوشیدن مایوی سفارشی سوفی است که صدای بلند او را میشنود

 

– ترجیحا اون فرفری هارو هم بریز دورت مانلی!

میخوام حسابی خواهر شوهرتو دیوونه خودت کنی …

 

صدای بلند سوفی در خانه پیچیده بود

 

انقدر که مجال خواب به هاکانی که دم صبح پلک روی هم گذاشته بود نمیداد …

 

کلافه و عصبی چشم باز میکند .

 

از تخت پایین می آید

 

نمی فهمید

 

این وقت روز سوفی اینجا چه میخواست؟

 

اصلا آمده‌ بود این سر و صدایش دیگر چه بود؟

 

مانلی از اتاق بیرون آمده بود …

 

صدای سوت زدن سوفی می آمد

 

– چقدر خوشگلی بیشرف ، دلم رفت برات بخدا…

اصلا منم جای هاکان بده یه فشار بدیم ..!

 

همزمان با این حرف سوفی این هاکان است که در اتاق را باز میکند و با قیافه ای درهم رفته و عصبی بیرون می آید

 

#پارت_صدوشصت‌ودو

 

هنوز دهان برای توبیخ آن دو باز نکرده است که چشمش به مانلی و آن سر و شکلش می افتد .

 

آنچه میدید باور نکردنی بود

 

از دیدن دخترک خوش هیکل روبه رویش ،

 

لال شده بود

 

حیران مانده بود و مردمک های نگاهش روی دخترک و آن نیم وجب پارچه ای که تن و بدن بی نقصش را به رخ می‌کشید خشک شده بود .

 

تا به حال اینگونه ندیده بودش،

 

لباس هایش درخانه نهایتا تاپ و شلواری گشاد بود!

 

حتی لباس عروسش هم پوشیده بود

 

فکر میکرد حتما بدنش عیب یا نقصی دارد که آنقدر در پوشش لباسهایش دقت به خرج میدهد اما حالا …

 

خود شاهد بود که پوست سفیدش حتی یک خال نداشت و برجستگی های تنش زیباتر از آن بود که او بخواهد از شرم زشت بودن تنش را بپوشاند!

 

تکان نمیخورد …

 

در آن لحظه حتی نفس هم نمی‌کشید!

 

اوضاع مانلی از او بدتر بود .

 

به قدری شوکه شده بود که حتی قدرت تکان خوردن نداشت ..

 

این میان اما سوفی بود که با هیجان رو به هاکان میپرسد

 

– اِ داداش تو کی اومدی؟ مگه قرار نبود فردا شب بیای؟

 

هاکان انگار حتی صدای او را نمی شنید

 

منظره پیش رویش ،

 

آن خرمن بلند و مواج سیاه رنگش که تضاد چشم گیری با پوست مهتابی تنش داشت هوش و حواسی برایش نگذاشته بود …

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 4.3 / 5. شمارش آرا 203

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
IMG 20230123 235601 807

دانلود رمان به نام زن 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :       به نام زن داستان زندگی مادر جوانی به نام ماهور است که در پی درآمد بیشتر برای گذران زندگی خود و دختر بیست ساله‌اش در یک هتل در مشهد به عنوان نیروی خدمات استخدام می شود. شروع ماجرای احساسی ماهور همزمان با…
IMG 20240508 142226 973 scaled

دانلود رمان میراث هوس به صورت pdf کامل از مهین عبدی 3.9 (18)

بدون دیدگاه
          خلاصه رمان:     تصمیمم را گرفته بودم! پشتش ایستادم و دستانم دور سینه‌های برجسته و عضلانیِ مردانه‌اش قلاب شد. انگشتانم سینه‌هایش را لمس کردند و یک طرف صورتم را میان دو کتفش گذاشتم! بازی را شروع کرده بودم! خیلی وقت پیش! از همان موقع…
dar emtedade baran3

رمان در امتداد باران 0 (0)

2 دیدگاه
  دانلود رمان در امتداد باران خلاصه : وکیل جوان و موفقی با پیشنهاد عجیبی برای حل مشکل دختری از طریق خواندن دفتر خاطراتش مواجه میشود و در همان ابتدای داستان متوجه می شود که این دختر را می شناسد و در دوران دانشجویی با او همکلاس بوده است… این…
IMG 20231031 193649 282

دانلود رمان شاه دل pdf از miss_قرجه لو 1 (1)

9 دیدگاه
    نام رمان:شاه دل نویسنده: miss_قرجه لو   مقدمه: همه چیز از همان جایی شروع شد که خنده هایش مرا کشت..از همان جایی که سردرد هایم تنها در آغوشش تسکین می یافت‌‌..از همان جایی که صدا کردنش بهانه ای بود برای جانم شنیدن..حس زیبا و شیرینی بود..عشق را میگویم،همان…
InShot ۲۰۲۳۰۵۲۱ ۲۰۰۸۰۲۶۰۸

دانلود رمان لانه‌ ویرانی جلد دوم pdf از بهار گل 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :         گلبرگ کهکشان دختر منزوی و گوشه گیری که سالها بابت انتقام تیمور آریایی به دور از اجتماع و به‌طور مخفی بزرگ شده. با شروع مشکلات خانوادگی و به‌قتل رسیدن پدرش مجبور می‌شود طبق وصیت پدرش با هویت جدیدی وارد عمارت آریایی‌ها شود…
InShot ۲۰۲۳۰۱۳۱ ۱۷۵۱۵۹۹۴۸

دانلود رمان پالوز pdf از m_f 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :     این داستان صرفا جهت خندیدن نوشته شده و باعث می‌شود که کلا در حین خواندن رمان لبخند روی لبتان باشد! اين رمان درباره یه خانواده و فامیل و دوستانشون هست که درگیر یه مسئله ی پلیسی هستن و سعی دارن یک باند بسیار خطرناک…
Zhest Akasi zir baran

دانلود رمان آخرین چهارشنبه سال pdf از م_عصایی 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :       دختری که با عشقی ممنوعه تا آستانه خودکشی هم پیش میرود ،خانواده ای آشفته و پدری که با اشتباهی در گذشته آینده بچه های خود را تحت تاثیر قرار داده ،مستانه با التماس مادرش از خودکشی منصرف میشود و پس از پشت سر…
عاشقانه بدون متن 6

دانلود رمان نیکوتین pdf از شقایق لامعی 0 (0)

2 دیدگاه
  خلاصه رمان :       سَرو، از یک رابطه‌ی عاشقانه و رمانتیک، دست می‌کشه و کمی بعد‌تر، مشخص می‌شه علت این کارش، تمایلاتی بوده که تو این رابطه بهشون جواب داده نمی‌شده و تو همین دوران، با چند نفر از دوستان صمیمیش، به یک سفر چند روزه می‌ره؛…
InShot ۲۰۲۳۰۳۰۶ ۱۰۴۸۲۴۸۹۶

دانلود رمان نشسته در نظر pdf از آزیتا خیری 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :     همه چیز از سفره امام حسن حاج‌خانم شروع شد! نذر دامادی پسر بزرگه بود و تزئین سبز سفره امیدوارش می‌کرد که همه چیز به قاعده و مرتبه. چه می‌دونست خانم‌جلسه‌ایِ مداح نرسیده، نوه عموی حاجی‌درخشان زنگ می‌زنه و خبر می‌ده که عزادار شدن! اونم…
رمان خواهر شوهر

رمان خواهر شوهر 0 (0)

بدون دیدگاه
  دانلود رمان خواهر شوهر خلاصه : داستان ما راجب دونفره که باتمام قدرتشون سعی دارن دونفر دیگه باهم ازدواج نکنن یه خواهر شوهر بدجنس و یک برادر زن حیله گر و اما دوتاشون درحد مرگ تخس و شیطون این دوتا سعی می کنن خواهر و برادرشون ازدواج نکنن چه…

آخرین دیدگاه‌ها

اشتراک در
اطلاع از
guest

16 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
ستاره
ستاره
2 ماه قبل

حاظرم قسم بخورم سوفی از عمد اینجوری کرده احتمالا میدونه همه چی رو و اینجوری میخواد چشم هاکان و باز کنه و عاشق مانلی بشه

ستاره
ستاره
پاسخ به  ستاره
2 ماه قبل

دقیقا حرف دلمو زدی هم اسم خوشکلم .آفرین به سوفی با اون هوش و سیاستش .موافق نیستی 🥺☺️؟

خواهر ارسلان:)
خواهر ارسلان:)
2 ماه قبل

اگه عشق با لخت شدن جوانه میزند که همه لخت شویم😐
اگه سارا رو دوست داره چرا قفل شده؟ی هول بدبخت که بجای مغزش از پایین شکمش اطاعت می‌کنه پارتنر اصلی این رمان اگه قراره هاکان باشه من نمیخونمش دیگه
مرتیکه سست عنصر هول همونجا زنگ بزن سارا با دوتاشون تریسام بزن اجیتم بیار فیلم بگیره واسه تنهاییات بیشرف چقدر بده که نویسنده های رمان نود و نه درصد دخترن و شخصیتایی ک می‌سازن و عادی سازی میکنن مردای هوس بازن فقط
به سارای بیچاره حق میدم ک چشمش پیش اینه می‌دونه چقدر سسته عصبی شدم اصن
هیچی با هیچی نمیخونه چرا خواهرش اینجوریه؟اصن چرا تو اتاق عوض نکردن؟

ستاره
ستاره
پاسخ به  خواهر ارسلان:)
2 ماه قبل

سوفی از سیاستشه .قضیه سارا رو فهمیده داره از عمد با برادرش اینجوری می‌کنه.هی چی بگم خواهر از دست این هاکان مرتیکه عقلش تو شورتشه هول خان .

خواننده
خواننده
2 ماه قبل

میبینم دهنت بازمونده هاکان خان
حقته خو
لیاقتشو نداری

رهگذر
رهگذر
2 ماه قبل

پس گفته بود عاشق سارا هست درست یادمه ؟
به نظر میرسه فقط سست عنصر و هول هست

Shiva
Shiva
2 ماه قبل

به نظرم میخواد دو تا زن رو با هم داشته باشه به نوعی ترویج چند همسری

‌‌‌‌
‌‌‌‌
2 ماه قبل

مرتیکه سست عنصر

سحر
سحر
2 ماه قبل

فقط دوس دارم روزی برسه که هاکان بیاد التماس مانلی رو بکنه که فقط نیم نگاهی بهش بندازه وااای یعنی واس اون روز لحظه شماری میکنم

خواننده رمان
خواننده رمان
2 ماه قبل

مردک پررو حتما باید لخت میدیدش که عاشقش بشه

نام نامدار
نام نامدار
2 ماه قبل

مرتیکه هول تا مانلی رو دید چه زود سارا از یادش رفت که مثلا عاشقشه هه واقعا خیلی عوضیه خوب روتو کن اونور اگه واقعا سارا رو می خوای چرا چهار چشمی خیره شدی بهش هیز بدبخت

آنی
آنی
2 ماه قبل

بابا این پسره خیلی حیوونه🤮🤮

آنی
آنی
2 ماه قبل

بابا این پسره خیلی حیوونه 🤮🤮

مریم گلی
مریم گلی
2 ماه قبل

بیچاره هاکان حقشه زن به این زیبایی داره اما بهش دسترسی نداره😂

ستاره
ستاره
پاسخ به  مریم گلی
2 ماه قبل

مگه جلوش و گرفتن؟خودش بی بند و باری رو ترجیح میده

camellia
camellia
2 ماه قبل

خبرت تا حالا ندیده بودیش مگه?!😤حتما باید لخت بود?😠گم شو پسره ی هیز😡پسر که چه عرض کنم!ششصد بار با اون دوست دختر عتیقه اش…

آخرین ویرایش 2 ماه قبل توسط camellia

دسته‌ها

16
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x