رمان عشق صوری پارت 201

5
(3)

 

عاجزانه نگاهش کردم.
نمیتونستم اینجا بمونم اما به همون اندازه که من علاقه ای به اینجا موندن نداشتم به همون اندازه اون اصرار داشت باید بمونم چون نقشه های زیادی برام داشت.
به زعم اون امشب واسه من یه فرصت طلایی به حساب میومد.
ولی موندن ابدا به صلاح من یکی نبود.
باید قبل از اومدن ژینوس و خانواده اش و بقیه ی مهمونها حتما از اینجا میرفتم وگرنه رسوایی به بار میومد.
حتما…
ملتمس گفتم:

-مامان…من قول دادم به مونا.باید برم تولد…الان میاد جلو در دنبالم. بزار برم…

دستم رو گرفت و سفت نگه ام داشت و گفت:

-حرص و کفر منو درنیار احمق! سامان هم امشب اینجا میاد.
میدونی سامان یعنی چی؟ یعنی کی !؟
یعنی چند کارخونه…یعنی ویلاهای شمال…پاساژهای بالا شهر…خونه ی فرمانیه…آپارتمان فرشته.
یعنی یه تاج که که قراره روی سر تو قرار بگیره.بعد تو میخوای بری تولد !؟
مروه شور اونی که امشب تولدشه رو ببرن…

راهی جز دروغ گفتن نبود واسه همین لبخندی زدم تا بتونه باورم بکنه و بعد هم گفتم:

-فقط میرم هدیه ام رو میدم و بعد هم باخود مونا میام خونه.
قول میدم!
نمیشه نرم…رفیقمه….

نامطمئن نگاهم کرد.
میدونستم ته دلش باورم نکرده ولی از اونجایی که از یه چیزایی بیخبر بود و دلیلی واسه شنیدن این دروغ از طرف من نمی دید گفت:

-خیلی خب…ولی زود میای هااا

هیچ قصدی واسه برگشتن نداشتج.
برنامه ی من این بود به محض اینکه پامو از این خونه گذاشتج بیرون خطم رو از دسترس خارج کنپ و تا خود صبح برنگردم و بعدهم مست شدن رو بهونه ای کنم واسه غایب بودنم.
سرمو بردم جلو و با ماچ کردن گونه اش گفتم:

-ممنون مامان!

صاف و شق ایستاد و با اخم‌تماشام کرد.
ناراضی بود.
لبهاش رو کج و کوله کرد و پرسید:

-مطمئنی اونقدر وقت میاری که آرایش کنی و لباس مناسب بپوشی واسه شب!؟

تند تند جواب دادم:

-آره بابا دست کم‌گرفتی منو !

و وقتی داشتم این حرف را میزدم ته دلم امیدوار بودم که بعد ها بابت این دروغها و پیچوندم منو سرزنش نکنه.
دستشو تکون داد و گفت:

-خیلی خب….من که از پس تو برنمیام!

معطل نکردم و به راه افتادم.
نگاهی عجولانه به ساعتم انداختم و از ورودی اصلی زدم بیرون و وارد حیاط شدم.
میخواستم قبل از اینکه با همه ی اونا رو به رو بشم از اینجا بزنم بیرون.
نمیشد که تو خونه موند و بهونه ای جور کرد که نیام تو جمعشون پس نبودن بهانه ی بهتری بود!
تلفتم روباره توی دستم زنگ خورد و تا فهمیدم موناست فورا آیکون سبز رنگ رو لمس کردم و گوشی رو کنار گوشم نگه داشتم و گفتم:

” دارم میام…”

با حرص گفت:

“بترکی الهی…من جلوی در خونه ام…بزن بیرون دیگه لامصب”

هن هن کنان گفتم:

” باشه باشه! اومدم”

دست دراز کردم سمت درحیاط و همینکه بازش کردم تا زودتر بزنم بیرون و خودمو به مونا برسونم، بی هوا با ژینوس که گوشی دستش بود و نمیدونم داشت با کی صحبت میکرد رو به رو شدم…

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 5 / 5. شمارش آرا 3

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
IMG 20230123 235605 557 scaled

دانلود رمان معشوقه پرست 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :         لیلا سحابی، نویسنده و شاعر مجله فرهنگی »بانوی ایرانی«، به جرم قتل دستگیر میشود. بازپرسِ پرونده او، در جستوجو و کشف حقیقت، و به کاوش رازهای زندگی این شاعر غمگین میپردازد و به دفتر خاطراتش میرسد. دفتری که پر است از…
InShot ۲۰۲۳۰۲۱۹ ۰۱۲۰۰۵۳۸۹

دانلود رمان ماهت میشم pdf از یاسمن فرح زاد 0 (0)

12 دیدگاه
  خلاصه رمان :       دختری که اسیر دست گرگینه ها میشه یاسمن دختری که کل خانوادش توسط پسرعموی خشن و بی رحمش قتل عام شده. پسرعمویی که همه فکر میکنن جنون داره. کارن از بچگی یاسمن‌و دوست داره و وقتی متوجه بی میلی اون نسبت به خودش…
InShot ۲۰۲۳۰۶۰۶ ۱۴۳۳۳۳۳۳۳

دانلود رمان نهلان pdf از زهرا ارجمند نیا 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :           نهلان روایت زندگی زنی به نام تابان میباشد که بعد از پشت سر گذاشتن دوره ای تاریک از زندگی خود ، در کنار پسر کوچکش روزهای آرامی را می‌گذراند و برای ساختن آینده ای روشن تلاش می‌کند ، تا این که…
IMG 20230128 233556 6422

دانلود رمان نفرین خاموش جلد دوم 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :         دنیای گرگ ها دنیای عجیبیست پر از رمز و راز پر از تنهایی گرگ تنهایی را به اعتماد ترجیح میدهد در دنیای گرگ ها اعتماد مساویست با مرگ گرگ ها متفاوتند متفاوت تر از همه نه مثل سگ اسباب دست انسانند…
IMG 20230123 235029 963 scaled

دانلود رمان طالع دریا 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:     من دنیزم اتفاقات زیادی و پشت سر گذاشتم برای اینکه خودمو نکشم زندگیمو وقف نجات دادن زندگی دیگران کردم همه چیز می تونست آروم باشه… مثل دریا… اما زندگیم طوفانی شد…بازم مثل دریا سرنوشتم هم معنی اسممه مجبورم برای شروع دوباره…یکی از بیمارارو نجات…
IMG 20230123 230118 380

دانلود رمان خاطره سازی 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:         جانان دختریِ که رابطه خوبی با خواهر وبرادر ناتنی اش نداره و همش درگیر مشکلات اوناس,روزی که با خواهرناتنی اش آذر به مسابقه رالی غیرقانونی میره بعد سالها با امید(نامزدِ سابقِ دوستش) رودررو میشه ,امید بخاطر گذشته اش( پدر جانان باعث ریختن…
InShot ۲۰۲۳۰۵۱۷ ۱۰۲۷۲۵۰۲۱

دانلود رمان بانوی قصه pdf از الناز پاکپور 0 (0)

2 دیدگاه
  خلاصه رمان :                 همراز خواهری داشته که بخاطر خیانت شوهر خواهرش و جبروت خانواده شوهر میمیره .. حالا سالها از اون زمان گذشته و همراز در تلاش تا بچه های خواهرش را از جبروت اون خانواده رها کنه .. در این…
Screenshot 20220919 211339 scaled

دانلود رمان شاپرک تنها 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:             روشنا بعد از ده سال عاشقی روز عروسیش با آرمین بدون داماد به خونه پدری برمیگرده در اوج غم و ناراحتی متوجه غیبت خواهرش میشه و آه از نهادش بلند میشه. به هم خوردن عروسیش موجب میشه، رازهایی از گذشته…
InShot ۲۰۲۳۰۴۲۴ ۲۳۴۱۰۸۰۰۸

دانلود رمان حکم نظر بازی pdf از مژگان قاسمی 4.5 (2)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :       همتا زنی مطلقه و ۲۳ ساله زیبا و دلبر توی دادگاه طلاقش با حاج_مهراد فوق العاده جذاب که سیاستمدارم هست آشنا میشه اما حاجی با دیدنش یاد بزرگ ترین راز زندگی خودش میفته… همین راز اونارو توی یک مسیر ممنوعه قرار میده…  …

[vc_wp_recentcomments number=”5″]

اشتراک در
اطلاع از
guest

7 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
نگین
نگین
1 سال قبل

چی بشه پارت بعدی😁😁

aram
aram
1 سال قبل

ای بدبخت😂
گیر افتاد دیگه تامام😂✋

مینو
1 سال قبل

واااا.
یکم بیشتر متن بزاری چیزی نمیشه هااا.
تا ده سال دیگه که سهله تا ۲۰ سال دیگه هم تموم نمیشه .
اگر رمان جای دیگه هست بگین تا بریم اونجا بخونیم.
هووووووف .

Mahi
Mahi
1 سال قبل

آخی ، 4 تا پارتو باهم خوندم بهتر شد، بس ک پارتا کمن😂

Samira
Samira
1 سال قبل

وای بالاخره یکم هیجان ژینوس رو دید خداااااااا 🤪

Silver
Silver
1 سال قبل

ادمین بگو رمانو کی تموم میکنی

عاطفه
عاطفه
1 سال قبل

مسخره کردین ؟دوتا خط ؟خسته نباشید …این رمان تا ده سال دیگه تموم نمیشه…اگه کسی می‌دونه این رمان جای دیگه هم میشه خوند پیام بزارن ممنونم …والا خسته شدم برا دو خط دو خط

[vc_wp_categories]

7
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x