49 دیدگاه

چالش🦋

4.5
(11)

+عجیب ترین و یا خنده دار ترین اتفاقی که

تو عروسی یا ختم کسی دیدین ؟؟؟؟بگین برامون؟؟👇🏻✍🏻

 

 

 

(خنده دارین یا باحال ترین اتفاقا رو بگید،👀👏🏻)

 

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 4.5 / 5. شمارش آرا 11

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
aks gol v manzare ziba baraye porofail 43

دانلود رمان بانوی رنگی به صورت pdf کامل از شیوا اسفندی 4 (4)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان:   شایلی احتشام، جاسوس سازمانی مستقلِ که ماموریت داره خودش و به دوقلوهای شمس نزدیک کنه. اون سال ها به همراه برادرش برای این ماموریت زحمت کشیده ولی درست زمانی که دستور نزدیک شدنش، و شروع فاز دوم مأموریتش صادر میشه، جسد برادرش و کنار رودخونه فشم…
InShot ۲۰۲۳۰۶۱۲ ۰۰۳۵۱۷۱۸۴

دانلود رمان طرار pdf از فاطمه غفرانی 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان:         رمان طرار روایت‌گر دختر تخس، حاضر جواب و جیب بریه که رویای بزرگی داره. فریسای داستان ما، به طور اتفاقی با کیاشا آژمان، پسر مغرور و شیطونی که صاحب رستوران‌های زنجیره‌ای آژمان هم هست آشنا میشه و این شروع یک قصه اس…
InShot ۲۰۲۳۰۵۲۸ ۱۱۳۰۳۲۵۲۱

دانلود رمان دامینیک pdf، مترجم marya mkh 5 (1)

2 دیدگاه
  خلاصه رمان :     جذابیت دامینیک همه دخترهای اطرافش رو تحت تاثیر قرار می‌ده، اما برونا نه تنها ازش خوشش نمیاد که با تمام وجود ازش متنفره! و همین انگیزه‌ای میشه برای دامینیک تا با و شیطنت‌ها و گذشتن از خط‌قرمزها توجهشو جلب کنه تا جایی که…
InShot ۲۰۲۳۰۲۰۹ ۱۸۳۶۳۴۶۰۶

دانلود رمان ماهلین pdf از رؤیا احمدیان 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :   دختری معصوم و تنها در مقابل مردی عیاش… ماهلین(هاله‌ماه، خرمن‌ماه)…   ★فصل اول: ســـرنــوشــتـــ★   پلک‌های پف کرده و درد ناکش را به سختی گشود و اتاق بزرگ را از نظر گذراند‌. اتاق بزرگی که تنها یک میز آرایش قهوه‌ای روشن و یک تخت…
IMG 20240620 153509 151

دانلود رمان غیث به صورت pdf کامل از مستانه بانو 3 (2)

بدون دیدگاه
        خلاصه رمان :   همیشه اما و اگرهایی در زندگی هست که اگر به سادگی از روشون رد بشی شاید دیگه هیچ‌وقت نتونی به عقب برگردی و بگی «کاش اگر…» «غیث» قصه‌ی اما و اگرهاییه که خیلی‌ها به سادگی از روش رد شدن… گذشتن و به…
IMG 20230128 233719 6922 scaled

دانلود رمان جانان 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :     جانان دختریه که در تصادفی در سن 17 سالگی به شدت مجروح می شه و صورتش را از دست می دهد . جانان مادر و برادرش را مقصر این اتفاق می داند . پزشک قانونی جسد سوخته دختری را به برادر بزرگ و…
InShot ۲۰۲۳۰۲۰۹ ۱۸۳۹۴۴۲۹۸

دانلود رمان لانتور pdf از گیتا سبحانی 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :       دنیا دختره تخسی که وقتی بچه بود بیش فعالی شدید داشت یه جوری که راهی آسایشگاه روانی شد و اونجا متوجه شدن این دختر یه دختر معمولی نیست و ضریب هوشی بالایی داره.. تو سن ۱۹ سالگی صلاحیت تدریس تو دانشگاه رو میگیره…

آخرین دیدگاه‌ها

اشتراک در
اطلاع از
guest

49 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
مریم
مریم
4 ماه قبل

سلام‌ .یکی از اقوام پدرشون فوت شد.واسش ختم نگرفتن.هیچ مراسمی براش نگرفتن.
فقط زمان دفنش رو اعلام کردن و همه رفتن سر خاک متوفی همین.
واقعا برام خیلی خیلی عجیب بود

آخرین ویرایش 4 ماه قبل توسط مریم اسماعیلی
admin
مدیر
پاسخ به  مریم
4 ماه قبل

بهترین کارو کردن کاش این مراسم های بیخودی جم بشه فقط جیب تالار و غذا خوری ها پر میشه

مریم
مریم
پاسخ به  admin
4 ماه قبل

عزیزم من کار به تالار ندارم چون خودم هم مخالفش هستم ولی کاش یه مراسم ختم ساده داخل مسجد میگرفتن،یه قرآن برای مرده اشون ختم میکردن.
حتی با یک استکان چای و دانه ای خرما.
جریانِ نه به اون شوری شور نه به این بی نمکی هست

𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
پاسخ به  مریم
4 ماه قبل

چه کار خوبی کردن

مریم
مریم
پاسخ به  𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
4 ماه قبل

منظورم مراسم تجملاتی نبود.میتونستن یه ختم داخل مسجد بگیرن.خیلی ساده.

نازنین
نازنین
4 ماه قبل

مامان بزرگم به رحمت خدا رفته بود بعد دیدیم پسر کوچیکه خالم که هفت سالشه خودشو انداخته روزمین وهای های گریه می‌کنه خلاصه همه دورش جمع شدیم وگریه میکردیم می‌خواستیم آرومش کنیم وقتی سرشو بلند کرد دیدیم داره ازخنده بیهوش میشه داییم یکی زد پشت گردنش گفت پاشو پدرسوخته مارو عنتر خودش کرده خلاصه همه وسط گریه زدن زیر خنده

𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
پاسخ به  نازنین
4 ماه قبل

😂😂😂

بانو
بانو
4 ماه قبل

سلام بزارین منم بگم😊
پدربزرگم فوت شده بود بعد خاکسپاری خانوما میومدن تو خونه برا تسلیت،، بعد یکی از دخترعمه هام وایساده بود جلو در ملت بدرقه کنه…موقع خداحافظی مردم میگفتن خدا رحمتش کنه این بدبخت به یکی گفت خدا قسمت شماهم بکنه😂خودشم متوجه نشد ،هیچی دیگه ما ترکیدیم از خنده مجبور شدیم با بچه ها بریم بیاریمش توخونه😬😆

𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
پاسخ به  بانو
4 ماه قبل

😂😂😂😂😂😂

P:z
P:z
4 ماه قبل

من فیلم عروسی مامان بابامو کامل ندیدم به دلیل اینکه انگار طلسم شده
شاید باورتون نشه ولی هر وقت میرم ببینم یه اتفاقی میوفته نمیشهه😂😂
یه بار مهمون میاد یه بار لپ تاپ خراب میشه
آخرین بارم سی دیش کار نمیکرد باید بریم دوباره از روش بزنیم
شانس ندارم😂😂
ولی یه تیکه ش خیلی برام جالب و خنده دار بود

مامانم و بابام و مادربزرگ پدربزرگم داشتن تو یه اتاقی با هم خدافظی میکردن و همه گریه گریه بعد آهنگ فریدون آسرایی خدانگهدار هم روشه.. وقتی داشتم میدیدم همینطور اشک از چشام میومد.
بعد یهو فیلمبردار دوربینو گرفت اونطرف تر دیدم خاله م محکم به در چسپیده از مامانم پرسیدم چرا به در چسپیده گفت برای اینکه بچه ها نیان تو فیلمم خراب نشه😂😂
باور نمیکنین انقدرررر خندیدم که خدا میدونه
خیلی خیلی بد بودد😂😂😂

𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
پاسخ به  P:z
4 ماه قبل

😂😂😂😂😂

P:z
P:z
پاسخ به  neda
4 ماه قبل

بمیرم برا دلت ننه ندا😂😂

𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
پاسخ به  neda
4 ماه قبل

خااک😂😂

نازنین
نازنین
پاسخ به  neda
4 ماه قبل

وای خدا🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

ماهی
ماهی
4 ماه قبل

یبار مداح ناشی بود
گفت سه ضرب بزن حالشو ببر

ماهی
ماهی
4 ماه قبل

عروسی…وسط عروسی عروس مادرش پدرش خواهرش
بغض گریه..غش…کلن فیلم هندی بود واقعن

توکای بدبخت
توکای بدبخت
4 ماه قبل

عروسی یکی از اقوام تیپ پسرونه زده بودم، چون قربون خدا برم کاملا صافم مشخص نبود واقعا جنسیتم چیه..😂دیدم یهو مامانم اومد گفت فلانی اومده گفته این پسره کیه؟ چندسالشه؟ کار و زندگی داره؟ تو نگو واسه دخترش پرسیده بوده‌.‌ خلاصه با مامانم رفتیم اونجا از نزدیک که دیدم گفت : اع وا ! مریم تویی؟‌😂😂
بعد از یسال هنوز تو شوکم.. لامصب بدجور تخریب کرد😂😂

𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
پاسخ به  توکای بدبخت
4 ماه قبل

😂😂😂😂😂😂😂

زن آینده علیرضا
زن آینده علیرضا
4 ماه قبل

نوح خون متن شو رو پاکت واجبی نوشته بود

𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
پاسخ به  زن آینده علیرضا
4 ماه قبل

الکی؟؟😂

𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
پاسخ به  neda
4 ماه قبل

دو سه بار بخون 😂

𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
پاسخ به  neda
4 ماه قبل

😂😂

Fsh
Fsh
پاسخ به  neda
4 ماه قبل

من نفهمیدم،چند بارم خوندمش

زن آینده علیرضا
زن آینده علیرضا
پاسخ به  Fsh
4 ماه قبل

کسی که نوحه میخوند روی پاکت تیز بر ( پودرای که میزنن به بدن تا موها کنده بشه ) متن شو نوشت بود

زن آینده علیرضا
زن آینده علیرضا
پاسخ به  𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
4 ماه قبل

والا ، نه فقط من بلکه مردم داشتن می پوکیدن از خنده به زور جلو خودشونو گرفته بودن

P:z
P:z
پاسخ به  زن آینده علیرضا
4 ماه قبل

مگه میشهههه😂😂😂

𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
پاسخ به  neda
4 ماه قبل

🤣🤣🤣

𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
پاسخ به  neda
4 ماه قبل

وای🤣🤣🤣
برا من یکی از چیزایی که زیاد یادم میوفته این بود که اون موقع ها عروس مثلاً دلش تنگ میشد که میخواد بره گریه می کرد،،بعد روز عروسیه ما همه گریه میکردن بجز من😐 هر چی زور زدم فایده نداشت حتی شوهرمم گریه میکرد😂😂

𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
پاسخ به  neda
4 ماه قبل

😂😂
حالا من خیلی آدم احساسیما ولی اون لحظه نمیومد

𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
پاسخ به  neda
4 ماه قبل

الان بغض کردم 😂

P:z
P:z
پاسخ به  neda
4 ماه قبل

😂 😂 😂 😂 😂 😂

𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
مدیر
4 ماه قبل

تا من یادم میاد خودت اولیشو بگو

دسته‌ها

49
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x