رمان حورا پارت 231

4.3
(230)

 

 

 

 

 

 

_ متوجه نمیشم اقای کاشفی، مگه نباید شما بهتر از ما بدونید؟

 

زبان به لب‌هایش کشید و برای کنترل خشمش چشم بست:

_ میخوام بدونم، لاله، چند ماهه، بارداره…لازمه تکرار کنم؟

 

منشی دست به سمت تلفن برد که محکم کف دستش را روی میز کوبید، خیره به چشمان منشی لب زد:

 

_ منتظر میشیم دکتر بیاد…

 

منشی اخم در هم کشید و سعی کرد خونسرد باشد. با همان اخمای درهم پاسخ داد:

_ آقای محترم چه طرز رفتار کردنه، مگه همسرتون اطلاع ندارن، از خودش بپرسین چرا یقه مارو میگیرین؟

 

جلوتر رفت و پشت میز ایستاد:

_ در ضمن…

 

موبایلش را با خشونت برداشت، رفتارهای هیستریک بود و مضطرب:

 

_ بهتره متوجه باشید اینجا مطب دکتره، حق چنین رفتارهایی رو ندارین، از کسی شاکی هستید محترمانه درخواست کنید، حق ندارین منو از کاری که بخوام انجام بدم منع کنید، درغیر این صورت تشریف ببرید بیرون تا زنگ نزدم به ۱۱۰

 

حرف‌های تند تند و پشت سر همش، اینکه سریع از شکایت و دخالت و پلیس حرف میزد، بوی خوبی نمیداد، در حالت عادی نباید اینگونه رفتار میکرد:

 

_ اتفاقا خودم الان تماس میگیرم، ببینم به چه حقی به شما مجوز کار دادن وقتی قراره واقعیت‌هارو پنهون کنید!

 

همینکه دست به سمت موبایل در جیبش برد، در باز شده دکتر داخل آمد.

 

_ اینجا چخبره؟ دریا معلوم هست چیکار میکنی؟ صدات تا بیرون میومـ…

 

با دیدن چشمان ریز شده و منتظر قباد خشکش زد، گفت دریا، پس منشی همان دریا بود، دوست لاله که مدام تلفنی حرف میزدند، نه؟

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 4.3 / 5. شمارش آرا 230

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
InShot ۲۰۲۳۰۲۰۹ ۱۸۳۶۵۷۴۴۷

دانلود رمان سکوت تلخ pdf از الناز داد خواه 1 (1)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :         نیکا دختری که تو یه شب سرد پاییزی دم در خونشون با بدترین صحنه عمرش مواجه میشه جسد خونین خواهرش رو مقابل خودش میبینه و زندگیش عوض میشه و تصمیم میگیره انتقام خواهرشو بگیره.این قصه قصه یه دختره دختری که وجودش…
Screenshot 20220919 211339 scaled

دانلود رمان شاپرک تنها 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:             روشنا بعد از ده سال عاشقی روز عروسیش با آرمین بدون داماد به خونه پدری برمیگرده در اوج غم و ناراحتی متوجه غیبت خواهرش میشه و آه از نهادش بلند میشه. به هم خوردن عروسیش موجب میشه، رازهایی از گذشته…
InShot ۲۰۲۳۰۲۱۹ ۰۱۱۸۴۱۴۵۸

دانلود رمان آسو pdf از نسرین سیفی 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :       صدای هلهله و فریاد می آمد.گویی یک نفر عمدا میخواست صدایش را به گوش شخص یا اشخاصی برساند. صدای سرنا و دهل شیشه ها را به لرزه درآورده بود و مردان پای¬کوبان فریاد .شادی سر داده بودند من ترسیده و آشفته میان اتاق…
InShot ۲۰۲۳۰۲۱۹ ۰۱۲۰۰۵۳۸۹

دانلود رمان ماهت میشم pdf از یاسمن فرح زاد 0 (0)

12 دیدگاه
  خلاصه رمان :       دختری که اسیر دست گرگینه ها میشه یاسمن دختری که کل خانوادش توسط پسرعموی خشن و بی رحمش قتل عام شده. پسرعمویی که همه فکر میکنن جنون داره. کارن از بچگی یاسمن‌و دوست داره و وقتی متوجه بی میلی اون نسبت به خودش…
دانلود رمان پینوشه به صورت pdf کامل از آزیتا خیری

دانلود رمان پینوشه به صورتpdf کامل از آزیتاخیری 3.8 (6)

بدون دیدگاه
    دانلود رمان پینوشه به صورت pdf کامل از آزیتا خیری خلاصه رمان :   چند ماهی از مفقود شدن آیدا می‌گذرد. برادرش، کمیل همه محله را با آگهی گم شدن او پر کرده، اما خبری از آیدا نیست. او به خانه انتهای بن‌بست مشکوک است؛ خانه‌ای که سکوت…
IMG 20230127 015421 7212 scaled

دانلود رمان بیراه عشق 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :       سها دختری خجالتی و منزوی که با وعده و خوشی ازدواج می‌کنه تا بهترین عروس دنیا بشه و فکر می‌کنه شوهرش بهترین انتخابه اما همون شب عروسی تمام آرزو های سهای قصه ما نابود میشه …
3

رمان جاوید در من 0 (0)

3 دیدگاه
  دانلود رمان جاوید در من خلاصه : رمان جاويد در من درباره زندگي آرام دختريست كه با شروع عمليات ساخت و ساز برابر كافه كتاب كوچكش و برگشت برادر و پسرخاله اش از آلمان ، اين زندگي آرام دستخوش نوساناتي مي شود.
IMG 20230128 233546 1042

دانلود رمان گوش ماهی pdf از مدیا خجسته 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :       داستان یک عکاس کنجکاو و ماجراجو به نام دنیز می باشد که سعی در هویت یک ماهیگیر دارد ، شخصی که کشف هویتش برای هر کسی سخت است،ماهیگیری که مرموز و به گفته ی دیگران خطرناک ، البته بسیاز جذاب، میان این…
IMG 20230123 235014 207 scaled

دانلود رمان سونات مهتاب 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :         من بامداد الوندم… سی و شش ساله و استاد ادبیات دانشگاه تهران. هفت سال پیش با دختری ازدواج کردم که براش مثل پدر بودم!!!! توی مراسم ازدواجمون اتفاقی میفته که باعث میشه آیدا رو ترک کنم. همه آیدا رو ترک میکنن. ولی…

آخرین دیدگاه‌ها

اشتراک در
اطلاع از
guest

2 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
سارا
سارا
2 ماه قبل

توروخدا نویسنده با همین فرمون از زبون قبادبرو رو بجلو پارتارو ادمه بده وبزار بیخودی کشش نده ۶پارت چاغاله خوردن حورا و۸پارت خاتون تخم مرغ درست کنه وحورا ببینه حجاب داره پیش محمد یانه خب مخاطب وقتش ارزش داره چرا باید چرندیات بخونه بیخودی وقتی میشه رفت سراصل مطلب زودتر ،لطفا”احترام بزارید بنظرات مخاطبین رمانتون لطفا

♡ روا ♡
♡ روا ♡
2 ماه قبل

اگه قباد پی قضیه نگیره و پا فشاری نکنه دیگه این رمان رو نمیخونم تا میایم یه چیزی متوجه شیم یا یکی میاد تو یا یکی اون یکی صدا میزنه یا یه چیزی میشه که کسی متوجه نمیشه نویسنده داری چیکار میکنی

دسته‌ها

2
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x