12 دیدگاه

رمان دلوین پارت 4

5
(1)

#پارت_4

•┄┄┄┄┄┅•🤍🌚•┅┄┄┄┄┄•

 

مراسم خیمه شب بازی امشبشان هم کم کم در حال اتمام بود …

 

 

با اینکه در جمع سهام دار ها و کله گنده های کارخانه دار نشسته بود اما تمام حواسش پی فرناز بود که کمی‌آن طرف تر روی راحتی نشسته و با سادگی تمام درحال عشوه ریختن برای پسر گرگ تر از پدرِ ، خسروی بود !

 

 

به خیال خودش داشت شاه ماهی تور میکرد!

پوزخندی به احوال دوست جانش میزند ؛ معلوم نبود پسر سپندار چه برای به دام انداختنش نطق می‌کرد که نیش جفتشان تا بنا گوش باز بود

 

مشخص بود با تمام هشدار هایی که به فرناز داده‌بود هنوز تا شناخت این جماعت درنده فرسنگ ها فاصله داشت !

 

همانطور نشسته ؛ سمت سپندار که کمی آنطرف تر از او در حال شیره مالیدن سر سهام دارهاست خم می‌شود و زیر گوشش لب میزند

 

 

_ توله اتُ شیر فهم کن دختری که امشب همرامه لقمه ای چربی براش نیست بدجوری تو گلوش گیر میکنه

 

 

تیز تر از این حرف ها بود که منظورش را نفهمد ؛ خنده ای نمایشی میکند و در حالی که نگاه کثیفش روی لب های سرخ دخترک در گردش است پچ میزند

 

_ سخت نگیر بیبی ، شاید اصلا باهم خوب کنار اومدن هووم !

 

 

در دل زمزمه میکند ؛ کاش رژم رو کمی کمرنگ تر کرده بودم اما زبان بُرنده اش چیز دیگری زمزمه میکند

 

 

_ کنار نمیان خسروی بهتره کنار نیان … از امشب فرنازم به لیست آدمای مهم قبلی اضافه کن ، خطایی از پسرت یا هر کدوم از مهمونای این خراب خونه سر بزنه دیگه منو سر میزت نمیبنی !

 

نوچی میکند

 

_ اتفاق افتادنش اصلااا به نفعت نیست خسروی بهش فکر کن

 

سپس چشمکی به چهره ای درهم مرد کنار دستش میزند و جام قرمز رنگ مقابلش را یک نفس سر می‌کشد.

 

 

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 5 / 5. شمارش آرا 1

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
InShot ۲۰۲۳۰۲۱۱ ۱۹۴۰۰۴۳۴۱

دانلود رمان تاونهان pdf از مریم روح پرور 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :           پندار فروتن، مردی سیو سه ساله که رو پای خودش ایستاد قدرتمند شد، اما پندار به خاطر بلاهایی که خانوادش سرش اوردن نسبت به همه بی اعتماده، و فقط بعضی وقتا برای نیاز های… اونم خیلی کوتاه با کسی کنار…
irs01 s3old 1545859845351178

دانلود رمان فال نیک به صورت pdf کامل از بیتا فرخی 3.8 (6)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان:       همان‌طور که کوله‌‌ی سبک جینش را روی دوش جابه‌جا می‌کرد، با قدم‌های بلند از ایستگاه مترو بیرون آمد و کنار خیابان این‌ پا و آن پا شد. نگاه جستجوگرش به دنبال ماشین کرایه‌ای خالی می‌چرخید و دلش از هیجانِ نزدیکی به مقصد در تلاطم…
سکوت scaled

رمان سدسکوت 0 (0)

4 دیدگاه
  دانلود رمان سد سکوت   خلاصه : تنها بودم ، دور از خانواده ؛ در یک حادثه غریبه ای جلوی چشمانم برای نجاتم به جان کندن افتاد اما رهایم نکرد، از او میترسیدم. از آن هیکل تنومندی که قدرت نجاتمان از دست چند نفر را داشت ولی به اجبار…
InShot ۲۰۲۳۰۱۳۱ ۱۷۵۸۳۷۶۸۲

دانلود رمان همیشگی pdf از ستایش راد 4 (1)

4 دیدگاه
  خلاصه رمان :       در خیالم درد کشیدم و درد را تا جان و تنم چشیدم؛ درد خیانت، درد تنهایی، درد نبودنت. مرغ خیالم را به روزهای خوش فرستادم؛ آنجا که دختری جوان بودم؛ پر از ناز و پر از احساس. آنجایی که با هم عشق را…
رمان گرگها

رمان گرگها 5 (1)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان گرگها دختری که در بازدیدی از تیمارستان، به یک بیمار روانی دل میبازد و تصمیم میگیرد در نقش پرستار، او را به زندگی بازگرداند…
Screenshot ۲۰۲۲ ۰۳ ۳۱ ۲۲ ۴۴ ۲۴

دانلود رمان خلسه 5 (2)

1 دیدگاه
    خلاصه رمان:       “خلسه” روایتی از زیبایی عشق اول است. مارال دختر سرکش خان که در ۱۷ سالگی عاشق معراج سرد و مغرور میشود ولی او را گم میکند و سالها بعد روزی دوباره او را می‌بیند و …      
Zhest Akasi zir baran

دانلود رمان آخرین چهارشنبه سال pdf از م_عصایی 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :       دختری که با عشقی ممنوعه تا آستانه خودکشی هم پیش میرود ،خانواده ای آشفته و پدری که با اشتباهی در گذشته آینده بچه های خود را تحت تاثیر قرار داده ،مستانه با التماس مادرش از خودکشی منصرف میشود و پس از پشت سر…
IMG 20230127 013512 6312 scaled

دانلود رمان می تراود مهتاب 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :       در مورد دختر شیطونی به نام مهتاب که با مادر و مادر بزرگش زندگی میکنه طی حادثه ای عاشق شایان پسر همسایه ای که به تازگی به محله اونا اومدن میشه اما فکر میکنه شایان هیچ علاقه ای به اون نداره و…
InShot ۲۰۲۳۰۱۳۱ ۱۷۵۷۲۹۹۰۲

دانلود رمان من نامادری سیندرلا نیستم از بهاره موسوی 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :       سمانه زیبا ارام ومظلومم دل در گرو برادر دوستش دکتر علیرضای مغرور می‌دهد ولی علیرضا با همکلاسی اش ازدواج می‌کند تا اینکه همسرش فوت می‌کند و خانواده اش مجبورش می‌کنند تا با سمانه ازدواج کند. حالا سمانه مانده و آقای مغرور که…
اشتراک در
اطلاع از
guest

12 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
مدیر
1 سال قبل

سلام عزیزم مرسی تو خوبی؟
چرا؟! تبلیغ میاد ؟ یا کلا نمیشه؟

𝓐𝔃𝓪𝓭𝓮𝓱
پاسخ به  𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
1 سال قبل

فدات عزیزم
نه مشکل این نیست برو چت روم قبلی که من زدمش بعد اصلا نمیشه بهش ستاره داد یه چند وقتیه اینطوری شده قبلا نبود

𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
پاسخ به  𝓐𝔃𝓪𝓭𝓮𝓱
1 سال قبل

آره دیدم قاطی کرده،، خودش درست میشه بعدا

𝓐𝔃𝓪𝓭𝓮𝓱
پاسخ به  𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
1 سال قبل

فدات گلم

𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
مدیر
1 سال قبل

ندا تو کانالم منتشر کن ،الان این پارت اونجا نیومده بود

𝓐𝔃𝓪𝓭𝓮𝓱
عضو
در انتظار تایید
پاسخ به  𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
1 سال قبل

سلام گلم چطوری؟
فاطمه چرا جدیدا هر رمانی یا هر پستی که میزارم نمیشه بهش ستاره داد
خواهر از صبح این مسیله ذهنمو درگیر کرده 😂

𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
پاسخ به  neda
1 سال قبل

آره

𝖌𝖍𝖆𝖟𝖆𝖑
𝖌𝖍𝖆𝖟𝖆𝖑
1 سال قبل

خیلی کم بودد نمیشه یکم طولانی تر شه تا میایم بفهمیم چیشد تمومه🥺🥺

Fateme
Fateme
1 سال قبل

عالیییییییییی

.........Aramesh.....
.........Aramesh.....
1 سال قبل

یکم سر این پارت قاطی کردم 😂

چرا این یکی تا پارت ۴ رفته ولی مانلی ۲ ندا ژونم اونم بزار 😘

دسته‌ها

12
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x