رمان عشق با چاشنی خطر پارت 29

3
(2)

 
اشکی کنارم نشست و ماشین رو روشن کردم و راه افتادم و ایندفعه هم مثل یه دختر خوب و مثبت آروم روندم تا خونه اشکی. میخواستم ماشینو ببرم تو پارکینگ که
اشکی:همینجا پارک کن نمیخواد ببری تو پارکینگ
_چرا؟
اشکی:کاری که بهت میگم رو بکن
_باشه
جلوی در ساختمون نگه داشتم که اشکی پیاده شد و بعد ماشین و پارک کردم و پیاده شدم که ناگهان یاد تعهد افتادم دوباره نشستم روی صندلی و خم شدم سمت داشبورت و اون پوشه رو برداشتم و برای اطمینان که چیز دیگه ای رو برنداشته باشم توشو نگاه کردم که درست بود. پوشه رو گذاشتم تو کیفم و پیاده شدم. قفل ماشین و زدم و راه افتادم سمت خونه اشکی.
ایندفعه دیگه نگهبان جلومو نگرفت و من راحت رفتم داخل ولی چه کنم که دوباره تمام اون پله ها رو رفتم بالا آخ آخ خدا لعنتت کنه اشکی آخه باید خونت طبقه هفتم باشه که من این همه پله رو بیام بالا.
با هزار زحمت تمام پله ها رو رفتم بالا و وقتی رسیدم خونه اشکی درش بسته بود درو زدم که بعد ۱۰ مین بالاخره درو باز کرد و تمام لباساشو عوض کرده بود
_یکمی بیشتر معطل میکردی؟
اشکی:مگه تو هنوز نرفتی؟
_اومدم اگه کاری داشتی انجام بدم
اشکی:به ترحمت نیاز ندارم حالام برو کنار
رفتم کنار که بدون توجه به من از خونه اومد بیرون و درو بست و رفت داخل آسانسور
_یعنی چی کجا داری میری؟ خوبه همین چند ساعت پیش بود که به خواطر خون زیادی که ازت رفته بود بیهوش شدی
پوزخندی زدو گفت
اشکی:عادت کردم بهش
و با بسته شدن در آسانسور مکالمه ی ماهم تموم شد و ذهن من مشغول یعنی چی که بهش عادت داره یعنی همیشه زخمی میشه؟
نمیدونم
بیشعور اول یه تعارف نکرد برم تو یکمی استراحت کنم این همه پله رو اومدم بالا خسته شدم ایششششش.
دوباره تمام اون پله ها رو یکی به یکی اومدم پایین و هر پله ای که پایین میومدم یه فوش آبدار به اشکی میدادم.
بالاخره از ساختمون بیرون اومدم ولی با بوقی که پشت سرم خورد دو متر پریدم هوا برگشتم ببینم کیه که دیدم اشکیه و دوباره هم اون پوزخند کوفتیش رو لب هاشه
رفتم سمتش که شیشه ماشین را اورد پایین
_چته چرا همچین میکنی ترسیدم؟

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 3 / 5. شمارش آرا 2

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
IMG ۲۰۲۴۰۴۲۰ ۲۰۲۵۳۵

دانلود رمان نیل به صورت pdf کامل از فاطمه خاوریان ( سایه ) 1 (1)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:     بهرام نامی در حالی که داره برای آخرین نفساش با سرطان میجنگه به دنبال حلالیت دانیار مشرقی میگرده دانیاری که با ندونم کاری بهرام نامی پدر نیلا عشق و همسر آینده اش پدر و مادرشو از دست داده و بعد نیلا رو هم رونده…
IMG ۲۰۲۳۱۱۲۱ ۱۵۳۱۴۲

دانلود رمان کوچه عطرآگین خیالت به صورت pdf کامل از رویا احمدیان 5 (2)

بدون دیدگاه
      خلاصه رمان : صورتش غرقِ عرق شده و نفسهای دخترک که به لاله‌ی گوشش می‌خورد، موجب شد با ترس لب بزند. – برگشتی! دستهای یخ زده و کوچکِ آیه گردن خاویر را گرفت. از گردنِ مرد خودش را آویزانش کرد. – برگشتم… برگشتم چون دلم برات تنگ…
رمان شولای برفی به صورت pdf کامل از لیلا مرادی

رمان شولای برفی به صورت pdf کامل از لیلا مرادی 4.1 (9)

7 دیدگاه
خلاصه رمان شولای برفی : سرد شد، شبیه به جسم یخ زده‌‌ که وسط چله‌ی زمستان هیچ آتشی گرمش نمی‌کرد. رفتن آن مرد مثل آخرین برگ پاییزی بود که از درخت جدا شد و او را و عریان در میان باد و بوران فصل خزان تنها گذاشت. شولای برفی، روایت‌گر…
IMG ۲۰۲۴۰۴۱۲ ۱۰۴۱۲۰

دانلود رمان دستان به صورت pdf کامل از فرشته تات شهدوست 4 (4)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:   دستان سپه سالار آرایشگر جوانی است که اهل محل از روی اعتبار و خوشنامی پدر بزرگش او را نوه حاجی صدا میزنند دستان طی اتفاقاتی عاشق جانا، خواهرزاده ی بزرگترین دشمنش میشود چشم روی آبروی خود میبندد و جوانمردانه به پای عشق و احساسش می…
aks gol v manzare ziba baraye porofail 33

دانلود رمان نا همتا به صورت pdf کامل از شقایق الف 5 (2)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان:         در مورد دختری هست که تنهایی جنگیده تا از پس زندگی بربیاد. جنگیده و مستقل شده و زمانی که حس می‌کرد خوشبخت‌ترین آدم دنیاست با ورود یه شی عجیب مسیر زندگی‌اش تغییر می‌کنه .. وارد دنیایی می‌شه که مثالش رو فقط تو خواب…
IMG 20240405 130734 345

دانلود رمان سراب من به صورت pdf کامل از فرناز احمدلی 4.7 (10)

2 دیدگاه
            خلاصه رمان: عماد بوکسور معروف ، خشن و آزادی که به هیچی بند نیست با وجود چهل میلیون فالوور و میلیون ها دلار ثروت همیشه عصبی و ناارومِ….. بخاطر گذشته عجیبی که داشته خشونت وجودش غیرقابل کنترله انقد عصبی و خشن که همه مدیر…

آخرین دیدگاه‌ها

اشتراک در
اطلاع از
guest

5 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
mehr58
mehr58
1 سال قبل

 😂 

Rebecca
Rebecca
1 سال قبل

لطفا عکس ارام و اشکان رو بزار

زهره
زهره
1 سال قبل

اه

M.h
M.h
1 سال قبل

خیلی کمه

nara
nara
پاسخ به  M.h
1 سال قبل

اره

دسته‌ها

5
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x