رمان قایم موشک پارت 13

3
(2)

 

 

خونسرد از پریسا می‌پرسه:

 

– دوست دختر امیری؟

 

پریسا گیج نگاهش می‌کنه و بدون اینکه بال بال زدن های منو ببینه، با مکث جواب می‌ده:

 

– آره…

 

لبخند دیارا عمیق تر می‌شه.

دستشو سمت پریسا دراز می‌کنه.

 

– خوشبختم. منم دیارام. زن امیر!

 

چشممو محکم می‌بندم.

دیارا واقعاً سلیطه بود.

 

پریسا بهت زده نگاهش می‌کنه.

دختره هنگ کرده… اصلاً نمی‌دونه چه واکنشی باید نشون بده!

 

قبل از اینکه فرصت کنه خودشو جمع و جور کنه؛ دیارا با همون خونسردی کشنده‌ش، ضربه‌ی آرومی سر شونه‌ی پریسا می‌زنه.

 

– قصد استراق سمع نداشتما… خیلی یهویی متوجه شدم داشتی چه پیشنهاد روشن فکرانه‌ای به امیر می‌دادی.

 

مصنوعی می‌خندم و قبل از هرگونه حمله‌ی دیارا به پریسا، دستشو می‌کشم.

 

– دیارا جان… بریم خونه باهم صحبت کنیم؟

 

 

 

تای ابرو واسم بالا می‌ندازه و دستمو می‌کشه.

 

– بشین عزیزم… بحث تازه داره داغ می‌شه.

 

کنارش می‌شینم با استرس روی میز ضرب می‌گیرم.

سعی می‌کنم خوشبینانه ترین حالت ها رو توی ذهنم مرور کنم.

 

اولیش، دیارا از کنترل خارج شه و در حالی که پریسا رو از گیس گرفته، دور تا دور کافه می‌چرخه.

 

دومیش، دوباره از کنترل خارج بشه و لگد بکشه زیر میز و همه‌چیو روی پریسا خالی کنه.

 

سومیش، گلدون روی میز رو توی سر پریسا بشکونه.

 

انقدر حالم از احتمالات وارده بد می‌شه که دیگه دلم نمی‌خواد احتمال چهارم و پنجم رو با خودم مرور کنم.

 

با حالتی ترحم برانگیز به صورت پریسا نگاه می‌کنم.

طفل معصوم معلوم نیست تا چند دقیقه دیگه می‌تونه اینجوری سالم بمونه…

 

دیارا با تک سرفه‌ای بحث رو دوباره ادامه می‌ده.

 

– خب… کجا بودم؟ آهان. سر پیشنهادات اروپایی سرکار عالیه!

 

پریسا سعی می‌کنه خونسردیش رو بدست بیاره.

 

– من چیز غیر متعارفی نگفتم.

 

 

 

دیارا چشم گرد می‌کنه:

 

– پس‌ رابطه با مرد زن دار جدیدا عرف شده؟ وا… انقلاب شده ما خبر نداریم؟

 

نفسمو کلافه فوت می‌‌کنم.

 

– خانوما… می‌شه لطفا…

 

دیارا با همون چشم گرد کرده‌ی ترسناکش که بیشتر شبیه قاتل سریالیاش کرده، سمت می‌چرخه و انگشت اشاره‌ش رو تهدید آمیز سمتم می‌گیره.

 

– تو یکی خفه شو!

 

با اضطراب آب دهنم و قورت می‌دم و دست به سینه سرم رو پایین می‌ندازم.

 

دیارا دوباره با همون لبخند ترسناکش سمت پریسا برمی‌گرده.

شمرده شمرده می‌گه:

 

– ببین منو دختر قشنگ… من کار ندارم رابطه‌ت با امیر چی بوده و یا چی می‌خواد بشه. تا وقتی اون اسم منحوسش به عنوان مثلاً شوهر تو شناسنامه‌ی منه؛ و تا وقتی که اسم من به عنوان زنش تو شناسنامه‌شه؛ به خودت حتی جرات نده اسمش رو بیاری.

 

روی میز خم می‌شه و تو صورت پریسا می‌غره:

 

– گرفتی؟ وقتی جدا شدیم هر غلطی دلتون خواست بکنید منم تشویق می‌کنم! اما الان، فکر اینکه حتی اسم چیزایی که مال منه رو بیاری از سرت بیرون کن… امیدوارم واضح باشه!

 

 

 

حس می‌کنم هرلحظه ممکنه دیارا بترکه.

یعنی عین یه بمب ضامن داره که از وقتی منو با پریسا دیده ضامنشو کشیدن.

نمی‌دونم کی می‌ترکه.

فقط خودمو آماده کردم، به محض ترکیدنش به پریسا بگم فرار کنه…

 

پریسا عصبی لبخند می‌زنه.

 

– ازدواجتون یه ساله دیگه؟ اوکی… تو این یه سال من کاری به امیر ندارم. اما به محض اینکه ازدواجتون تموم شــ…

 

دیارا حرفشو قطع می‌کنه و از جا بلند می‌شه.

 

– تا همینجاش به من مربوطه.

 

دست منو می‌کشه و بلندم می‌کنه.

 

– بریم.

 

سرسری با پریسا خداحافظی می‌کنم و پشت سر دیارا راه می‌افتم.

 

به محض اینکه پامون رو از در کافه بیرون می‌ذاریم منفجر می‌شه.

 

– فکر کردی با چی طرفی امیر؟

 

دستامو مسالمت آمیز بالا میارم.

 

– ببین…

 

– خفشو! فقط خفشو! فکر کردی واسم مهمه با کی می‌پری یا چه غلطی می‌کنی؟

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 3 / 5. شمارش آرا 2

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
IMG 20230123 235641 000

دانلود رمان روزگار جوانی 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :   _وایسا وایسا، تا گفتم بریز. پونه: بخدا سه میشه، من گردن نمیگیرم، چوب خطم پره. _زر نزن دیگه، نهایتش فهمیدن میندازی گردن عاطی. عاطفه: من چرا؟ _غیر تو، از این کلاس کی تا حالا دفتر نرفته؟ مثل گربه ی شرک نگاهش کردم تا نه…
IMG ۲۰۲۱۱۰۰۶ ۱۷۰۶۰۹

دانلود رمان شهر بی شهرزاد 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:         یه دختر هفده‌ساله‌ بودم که یتیم شدم، به مردی پناه آوردم که پدرم همیشه از مردونگیش حرف میزد. عاشقش‌شدم ، اما اون فکر کرد بهش خیانت کردم و رفتارهاش کلا تغییر کرد و شروع به آزار دادنم کرد حالا من باردار بودم…
IMG 20230128 233556 6422

دانلود رمان نفرین خاموش جلد دوم 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :         دنیای گرگ ها دنیای عجیبیست پر از رمز و راز پر از تنهایی گرگ تنهایی را به اعتماد ترجیح میدهد در دنیای گرگ ها اعتماد مساویست با مرگ گرگ ها متفاوتند متفاوت تر از همه نه مثل سگ اسباب دست انسانند…
InShot ۲۰۲۳۰۱۳۰ ۱۵۲۸۲۵۳۰۴

دانلود رمان عاشک از الهام فتحی 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:     عاشک…. تقابل دو دین، دو فرهنگ، دو کشور، دو عرف، دو تفاوت، دو شخصیت و دو تا از خیلی چیزها که قراره منجر به ……..   عاشک، فارسی شده ی کلمه ی ترکی استانبولی aşk و به معنای عشق هست…در واقع می تونیم اسم…
InShot ۲۰۲۳۰۶۰۷ ۱۱۰۱۰۵۸۶۴

دانلود رمان تو فقط بمان جلد دوم pdf از پریا 0 (0)

3 دیدگاه
  خلاصه رمان :   شیرین دختر سرهنگ سرلک،در ازای آزادی برادر رئیس یک باند خلافکار گروگان گرفته میشه. درست لحظه ای که باید شیرین پس داده بشه،بیگ رئیس باند اون رو پس نمیده و پیش خودش نگه می داره. چی پیش میاد اگر بیگ عاشق شیرین بشه و اون…
InShot ۲۰۲۳۰۶۲۲ ۱۵۵۸۴۷۶۳۹

دانلود رمان دژ آشوب pdf از مریم ایلخانی 0 (0)

3 دیدگاه
  خلاصه رمان:     داستان خاندانی معتبر در یک عمارت در محله دزاشیب عمارتی به نام دژآشوب که ابستن یک دنیا ماجراست… ماجرای یک قتل مادری جوانمرگ پدری گمشده   دختری تنها، گندم دختری مهربان و سرشار از محبت و عشقی وافر به جهاندار خان معین شهسواری پیرمردی چشم…
InShot ۲۰۲۳۰۱۳۱ ۱۷۵۸۱۶۶۸۶

دانلود رمان پرنیان شب pdf از پرستو س 0 (0)

3 دیدگاه
  خلاصه رمان :       پرنیان شب عاشقانه ای راز آلود به قلم پرستو.س…. پرنیان شب داستان دنیای اطراف ماست ، دنیایی از ناشناخته های خیال و … واقعیت .مینو ، دختریه که به طرز عجیبی با یه خالکوبی روی کتفش رو به رو میشه خالکوبی که دنیای…
55e607e0 508d 11ee b989 cd1c8151a3cd scaled

دانلود رمان سس خردل به صورت pdf کامل از فاطمه مهراد 3.6 (7)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان:     ناز دختر فقیری که برای اینکه خرجش رو در بیاره توی ساندویچی کوچیکی کار میکنه . روزی از روزا ، این‌ دختر سر به هوا به یه بوکسور معروف ، امیرحافظ زند که هزاران کشته مرده داره ، ساندویچ پر از سس خردل تعارف میکنه…
InShot ۲۰۲۳۰۱۳۰ ۲۲۱۰۴۳۷۲۶

دانلود رمان بچه پروهای شهر از کیانا بهمن زاده 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :       خب خب خب…ما اینجا چی داریم؟…یه دختر زبون دراز با یه پسر زبون درازتر از خودش…یه محیط کلکلی با ماجراهای پیشبینی نشده و فان وایسا ببینم الان میخوایی نصف رمانو تحت عنوان “خلاصه رمان” لو بدم؟چرا خودت نمیخونی؟آره خودت بخون پشیمون نمیشی…
IMG 20230123 230123 526

دانلود رمان غرور پیچیده 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :             رمو فالکون درست نشدنیه! به عنوان کاپوی کامورا، بی رحمانه به قلمروش حکومت می کنه، قلمرویی که شیکاگو بهش حمله کرد و حالا رمو میخواد انتقام بگیره. عروسی مقدسه و دزدیدن عروس توهین به مقدساته. سرافینا خواهرزاده ی رئیس اوت…

آخرین دیدگاه‌ها

اشتراک در
اطلاع از
guest

0 دیدگاه ها
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

دسته‌ها

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x