رمان قایم موشک پارت 42

4.5
(73)

 

 

ویلای طالقان خیلی بهتر از تصورمون بود.

درسته که از امیر انتظار یک خرابه داشتم که فقط قیافه داشته باشه و حتی یه خونه که شب سرمون آوار نشه هم از نظرم توقع زیادی بود برای این بزرگوار اما، اینجا دیگه خیلی بهتر از یه ویلای خوب بود.

 

نگاه پر افتخاری ضمیمه می‌کنم و با دست محکم می‌کوبم پس کله‌ش.

 

– نه…. خوشم اومد!

 

پوزخندی می‌زنه.

 

– من پیدا نکردم. ستون. من که بیست چهاری ور دل خودت بودم.

 

چپ چپ نگاهش می‌کنم.

 

– پس می‌گیرم تعریفمو.

 

چمدونامون رو میاره داخل و غر می‌زنه:

 

– تعریفی نکردی. فقط خوشت اومد!

 

طلبکار می‌گم:

 

– تو ذهنم که کردم! همونا رو می‌خوام پس بگیرم. از اولش هم می‌دونستم از تو آبی گرم نمی‌شه.

 

توجهی نمی‌کنه و در عوض مثل بچه ها نق می‌زنه:

 

– دیارا کلفت شخصی که نگرفتی بیا خودت بار و بساطت و ببر اه.

 

شیطانی می‌خندم و حین دور شدن ازش داد می‌کشم:

 

– کارتو بکن. وا کوزت انقدر پر حرف هم نوبره به خدا!

 

قایم موشک😈

#پارت260

 

(امیر)

 

– زیر زمینش استخر داره دیارا… می‌خوای بری؟

 

از نرده های طبقه بالا آویزون می‌شه و با حالت مسخره‌ای می‌گه:

 

– آره عزیزم حتما… بیکینی مشکیمو واست بپوشم یا سرخابیه؟

 

نفسمو فوت می‌کنم و ترجیح می‌دم دهن به دهنش نذارم.

 

هزار الحمدلله عفت کلام نداشت، خجالت مجالت هم حالیش نبود‌.

یهو یه چی می‌گفتم، یه جوابی می‌دادم از خجالت روم نمی‌شد سرمو بلند کنم.

 

بحثو عوض می‌کنم:

 

– فیلم ببینیم؟ حوصله‌م سر رفته‌

 

بدو بدو میاد پایین.

خودش رو یک ضرب کنارم روی کاناپه می‌ندازه.

 

دریغ از ذره‌ای لطافت و زنانگی…

انگار با پسر عمه‌م اومدم مسافرت.

شکر خدا!

 

غربت بازی درمیاره:

 

– من! من! من باید فیلمو انتخاب کنم!

 

قایم موشک😈

#پارت261

 

می‌دونستم این بچه به هرچی نه بگه، در مقابل فیلم بسیار بسیار سست عنصر تشریف داره.

 

من که مطمئن بودم فیلم هم ببینم هیچی ازش نمی‌فهمم و صرفا می‌خواستم دور و ورم یه صدایی باشه که توی فکر نرم و بیشتر از این افسرده نشم، می‌خواستم فیلم بذارم.

 

پس‌ محتوا خیلی مهم نبود.

 

– بذار…

 

و دقیقا رو چه حسابی یادم رفته بود سلیقه فیلم دیدنم با دیارا زمین تا آسمون فرق داره رو خدا می‌دونه و بس!

 

یعنی، همون موقعی که به آرامش متلق نیاز داشتم، یه فیلمی گذاشت… یه فیلمی گذاشت که به لعنت خدا نمی‌‌ارزید!

 

دیارا محال بود از ماتریکس فیلم های فانتزی و علمی تخیلی خارج بشه و حالا یه فیلم اکشن_ علمی_ تخیلی_ فانتزی گذاشته بود!

 

با بلندترین صدای ممکن.

همه‌ی ماست ها رسما توی قیمه ها ریخته شده بود.

 

چاره‌ای نداشتم بشینم کف زمین با صدای بلند گریه کنم و دو دستی بزنم تو سر خودم.

 

شخصیت های سبز و آبی با گوش های دراز و زبونی که هیچ جایی نبود، با اون صدای جن مانند سر هم عربده می‌کشیدن و با اون تفنگ های فضایی سمت هم تیر پرت می‌کردن.

 

قایم موشک😈

#پارت262

 

گوش خراش ترین صدای ممکن توی اون لحظه رو به لطف دیارای با صدای بیش از هشتادتا داشتم می‌شنیدم.

 

با یه قیافه‌ی نالان و گریه داری، مثل گربه شرک نگاش می‌کنم.

 

– دیارا… تو رو به قبر پیر مقدس! این بی صاحابو قطع کن… غلط کردم… من نخوام فیلم ببینم کیو باید ببینم؟

 

حالا از شانس تخم مرغی من، دیارا در مواجهه با همه مسائل مهم جهان هستی، از یه سیب زمینی بی بخارتر رفتار می‌کردها ولی، بحث فیلم و سریال که می‌شد…

 

وای خدا واسه دشمن آدم هم نخواد‌.

این بچه یه طوری غیرت و تعصب روی فیلم و سریال های مورد علاقه‌ش داشت که اصلا وای فقط… وای!

 

مثل میرغضب بهم چشم غره می‌ره و تهدید آمیز می‌گه:

 

– هان؟ چیه؟ چی می‌گی؟ یعنی می‌خوای بگی با فیلم های من حال نمی‌کنی؟

 

کشدار و دلجویانه می‌گم:

 

– نههه باباااا…. بدبین نبودی تو که…

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 4.5 / 5. شمارش آرا 73

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
رمان ماهرخ

دانلود رمان ماهرخ به صورت pdf کامل از ریحانه نیاکام 4.2 (17)

2 دیدگاه
  خلاصه: -من می تونم اون دکتری که دنبالشی رو بیارم تا خواهرت رو عمل کنه و در عوض تو هم…. ماهرخ با تعجب نگاه مرد رو به رویش کرد که نگاهش در صورت دخترک چرخی خورد.. دخترک عاصی از نگاه مرد،  با حرص گفت: لطفا حرفتون رو کامل کنین…!…
InShot ۲۰۲۳۰۱۳۱ ۱۷۵۷۰۷۱۸۶

دانلود رمان همقسم pdf از شهلا خودی زاده 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :       توی بمباران های تهران امیرعباس میشه حامی نیلوفری که تمام کس و کار خودش رو از دست داده دختری که همسایه شونه و امیر عباس سال هاست عاشقشه … سال ها بعد عطا عاشق پیونده اما با ورود دخترعموی بیمارش و اصرار…
IMG 20230129 003542 2342

دانلود رمان تبسم تلخ 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :       تبسم شش سال بعد از ازدواجش با حسام، متوجه خیانت حسام می شه. همسر جدید حسام بارداره و به زودی حسام قراره پدر بشه، در حالی که پزشکا آب پاکی رو رو دست تبسم ریختن و اون از بچه دار شدن کاملا…
InShot ۲۰۲۳۰۶۱۰ ۲۰۴۷۵۲۱۰۲

دانلود رمان ملت عشق pdf از الیف شافاک 4 (1)

1 دیدگاه
  خلاصه رمان: عشق نوعی میلاد است. اگر «پس از عشق» همان انسانی باشیم که «پیش از عشق» بودیم، به این معناست که به قدر کافی دوست نداشته‌ایم. اگر کسی را دوست داشته باشی، با معناترین کاری که می‌توانی به خاطر او انجام بدهی، تغییر کردن است! باید چندان تغییر…
IMG 20230123 230820 033

دانلود رمان با هم در پاریس 5 (1)

10 دیدگاه
  خلاصه رمان:     داستانی رنگی. اما نه آبی و صورتی و… قصه ای سراسر از سیاهی وسفیدی. پسری که اسم و رسمش مخفیه و لقبش رباته. داستانی که از بوی خونی که در گذشته اتفاق افتاده؛ سر چشمه می گیره. پسری که اومده تا عاشق کنه.اومده تا پیروز…
رمان افگار

دانلود رمان افگار جلد یک به صورت pdf کامل از ف -میری 4.3 (6)

2 دیدگاه
  خلاصه: عاشق بودند؛ هردویشان….! جانایی که آبان را همچون بت می٬پرستید و آبانی که جانا …حکم جانش را داشت… عشقی نفرین شده که در شب عروسی شان جانا را روانه زندان و آبان را روانه بیمارستان کرد… افگار داستان دختری زخم خورده که تازه از زندان آزاد شده به…
InShot ۲۰۲۳۰۲۱۹ ۰۱۱۹۰۱۶۸۸

دانلود رمان جوانه عشق pdf از غزل پولادی 5 (1)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :     جوانه عاشقانه و از صمیم قلب امیر رو دوست داره اما امیر هیچ علاقه ای به جوانه نداره و خیلی جوانه رو اذیت میکنه تحقیر میکنه و دل میشکنه…دلش میخواد جوانه خودش تقاضای طلاق بده و از زندگیش خارج بشه جوانه با تمام مشکلات…
IMG 20240402 203051 577

دانلود رمان اتانازی به صورت pdf کامل از هانی زند 4.8 (12)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان:   تو چند سالته دخترجون؟ خیلی کم سن و سال میزنی. نگاهم به تسبیحی ک روی میز پرت میکند خیره مانده است و زبانم را پیدا نمیکنم. کتش را آرام از تنش بیرون میکشد. _ لالی بچه؟ با توام… تند و کوتاه جواب میدهم: _ نه! نه…
IMG 20230128 233546 1042

دانلود رمان گوش ماهی pdf از مدیا خجسته 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :       داستان یک عکاس کنجکاو و ماجراجو به نام دنیز می باشد که سعی در هویت یک ماهیگیر دارد ، شخصی که کشف هویتش برای هر کسی سخت است،ماهیگیری که مرموز و به گفته ی دیگران خطرناک ، البته بسیاز جذاب، میان این…
unnamed

رمان تمنای وجودم 0 (0)

بدون دیدگاه
  دانلود رمان تمنای وجودم خلاصه : مستانه دختر زیبا و حاضر جوابی است که ترم آخر رشته عمران را می خواند. او در این ترم باید در یکی از شرکتهای ساختمانی مشغول بکار شود. او و دوستش شیرین با بدبختی در شرکت یکی از آشنایان پدرش مشغول بکار میشوند.…
اشتراک در
اطلاع از
guest

7 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
Aramesh
Aramesh
1 ماه قبل

این دوتا خیلی باحالن😂

Pll
Pll
2 ماه قبل

دیر به دیر که میاد کم که میاد تازه وقتی دیر میزارین حداقل انقدر کشش ندین هی دعوا دعوا دعوا خب یکساله دعوا دارن یکم تغییر بدین روندو

‌‌‌‌
‌‌‌‌
2 ماه قبل

از پارت های این رمان ک سال به سال میاد بگذریم،اوای توکا نمیخواد پارت بده؟

me/
me/
2 ماه قبل

میخوام پیشنهاد بدم که این رمانو ادامه نده پارت گذاری خیلی ناجوره و قبلا پارت ها بالای 1000 نبودن ؟

رهگذر
رهگذر
2 ماه قبل

واقعا رمان قشنگیه حیف که دیربه‌دیر وکوتاه پارتاش گذاشته میشه

خواننده رمان
خواننده رمان
2 ماه قبل

الان بگم بعد از یه سال این پارت چیه میگین چرا همش غر میزنی خیلی خیلی کم بود

بانو
بانو
پاسخ به  خواننده رمان
2 ماه قبل

بیشتر بگو که خوب گفتی قربونت دهن مبارکت

دسته‌ها

7
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x