رمان عشق صوری پارت 207

4
(2)

 

آقا رهام دیگه نتونست شهرام و حرفهاش رو تحمل کنه.
به سمتش پا تند کرد و با گرفتن دو طرف کاور پیراهن تن شهرام گفت:

-دهنتو ببند شهرام! دهنتو ببند!
تو خجالت نمیکشی؟ هااان ؟
خجالت نکشیدی با این دختر دوست شدی !؟

یک سرو یک گردن از پدر بلند قامتش بلندتر بود.یکی از ابروهاش رو بالا انداخت و بدون تکون دادن سرش پایین رو نگاه کرد.
چهره ی پدرش رو!
چهره ی عصبانی و برافروخته ی پدرش…
زبونشو به کنج لبش زد و گفت:

-خجالت !؟ من با کسی بودم که خاطرشو میخواستم و میخوام خجالت چرا !؟
خجالت رو اونی بکشه که با کسی ازدواج میکنه که بهش حس نداره …

حرفهای شهرام جرقه ی امیدی رو تو دل من روشن کرد اما…اما آقا رهام رو بدجور آتیشی کرد.
اونقدر که نعره زد:

-خفه شو شهرام تو نامزد داری…میفهمی !؟
حق نداشتی با شیوا وارد رابطه بشی وقتی ژینوس تو زندگیت بود!

خیلی ریلکس ،دستهای پدرش رو از لباسش جدا کرد و بعد یک گام از خودش دورش کرد و گفت:

-حق !؟ کی گفته من باس بخاطر حفظ ارتباط های کاری شما و پدر ژینوس تن به این ازواج بدم و تا آخر عمرم پای کسی بمونم که دوستش ندارم! ؟

آقا رهام داد زد:

-شهرام خفه شووووو…
دهنتو ببند…ببند لعنتی….

نیشخندی زد و انگاری که همچی واسش یه شوخی باشه شونه هاش رو بالا و پایین کرد و جواب داد:

-باوشه…خودتون جواب چراهاتون رو خواستید وگرنه اگه حال نمیکنی با صدام باشه…منم ساکت میشم!

از جام جم نخوردم.
حرفهای شهرام گرچه جسورانه بودن اما من خوشحال نبودم.واقعا نبودم.
نمیدونم چه حسی داشتم ولی میدونم هرچی که بود خوب نبود.
آخه حالا عذاب وجدانم معذب بود و جلوی همه احساس سرافکندگی میکردم.
پدرش دستشو با کلافگی لا به لای موهاش کشید و بعد گفت:

-نباید اینکارو میکردی! اشتباه کردین.
هردوتاتون! هم تو هم شیوا!

شهرام قدم زنان راهش رو به سمت من کج کرد.
نزدیکم ایستاد و بعد خطاب به پدرش گفت:

-من سن و سالم اونقدری هست که بتونم تشخیص بدم چه کاریم اشتباه هست و چه کاریم درست.

صدای داد پدرش تن همه رو لرزوند:

-نه…نمیتونی…اگه میتونستی الان وضعت این نبود.
فقط یه عوضی میتونه هم‌نامزد داشته باشه هم دوست دختر.
لعنتی…ناسلامتی امشب مراسم نامزدیته

شهرام خیلی جدی گفت:

-بارها بهت گفتم بیخیال شو.
بیخیال این ازدواج تجاری شو!
واسه نگه داشتن سهام های گرانقدرت واسه نگه داشتن شریک و رفیق گرمابه و گلستانت وادارم کردی خلاف میلم قبول کنم با ژینوس نامزدی کنم.
اون زمان جوونتر بودم حالا نیستم‌…
حالا اونقدری حالیمه که نخوام مابقی عمرمو با کسی باشم که بهش حسی ندارم.
من همیشه اینو بهت گفتم اما نخواستی بپذیری.
نخواستی قبول کنی…

آقا رهام دستهاش رو به پهلوهاش تکیه داد.
نفسش رو کلافه و عصبانی بیرون فرستاد و بعد گفت:

-همین امشب واسه همیشه قید شیوا رو میزنی.واسه همیشه…

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 4 / 5. شمارش آرا 2

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
IMG 20240508 142226 973 scaled

دانلود رمان میراث هوس به صورت pdf کامل از مهین عبدی 3.7 (3)

بدون دیدگاه
          خلاصه رمان:     تصمیمم را گرفته بودم! پشتش ایستادم و دستانم دور سینه‌های برجسته و عضلانیِ مردانه‌اش قلاب شد. انگشتانم سینه‌هایش را لمس کردند و یک طرف صورتم را میان دو کتفش گذاشتم! بازی را شروع کرده بودم! خیلی وقت پیش! از همان موقع…
IMG 20240425 105233 896 scaled

دانلود رمان سس خردل جلد دوم به صورت pdf کامل از فاطمه مهراد 3.7 (3)

بدون دیدگاه
        خلاصه رمان :   ناز دختر شر و شیطونی که با امیرحافط زند بزرگ ترین بوکسور جهان ازدواج میکنه اما با خیانتی که از امیرحافظ میبینه ، ازش جدا میشه . با نابود شدن زندگی ناز ، فکر انتقام توی وجود ناز شعله میکشه ، این…
IMG 20240503 011134 326

دانلود رمان در رویای دژاوو به صورت pdf کامل از آزاده دریکوندی 3.7 (3)

بدون دیدگاه
      خلاصه رمان: دژاوو یعنی آشنا پنداری! یعنی وقتایی که احساس می کنید یک اتفاقی رو قبلا تجربه کردید. وقتی برای اولین بار وارد مکانی میشید و احساس می کنید قبلا اونجا رفتید، چیزی رو برای اولین بار می شنوید و فکر می کنید قبلا شنیدید… فکر کنم…
IMG 20240425 105138 060

دانلود رمان عیان به صورت pdf کامل از آذر اول 2.6 (5)

بدون دیدگاه
            خلاصه رمان: -جلوی شوهر قبلیت هم غذای شور گذاشتی که در رفت!؟ بغضم را به سختی قورت می دهم. -ب..ببخشید، مگه شوره؟ ها‌تف در جواب قاشق را محکم روی میز میکوبد. نیشخند ریزی میزند. – نه شیرینه..من مرض دارم می گم شوره    
IMG 20240425 105152 454 scaled

دانلود رمان تکتم 21 تهران به صورت pdf کامل از فاخته حسینی 5 (4)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان : _ تاب تاب عباسی… خدا منو نندازی… هولم میدهد. میروم بالا، پایین میآیم. میخندم، از ته دل. حرکت تاب که کند میشود، محکم تر هول میدهد. کیف میکنم. رعد و برق میزند، انگار قرار است باران ببارد. اما من نمیخواهم قید تاب بازی را بزنم،…
IMG 20240424 143258 649

دانلود رمان زخم روزمره به صورت pdf کامل از صبا معصومی 5 (2)

بدون دیدگاه
        خلاصه رمان : این رمان راجب زندگی دختری به نام ثناهست ک باازدست دادن خواهردوقلوش(صنم) واردبخشی برزخ گونه اززندگی میشه.صنم بااینکه ازلحاظ جسمی حضورنداره امادربخش بخش زندگی ثنادخیل هست.ثناشدیدا تحت تاثیر این اتفاق هست وتاحدودی منزوی وناراحت هست وتمام درهای زندگی روبسته میبینه امانقش پررنگ صنم…

آخرین دیدگاه‌ها

اشتراک در
اطلاع از
guest

4 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
sanaz
1 سال قبل

اگ شهرام قبول کنه قید شیوارو بزنه یعنی خیلی خرههههه😂😂😑من نمیخام با ژینوس ازدواج کنه 😑

☆☆☆
☆☆☆
1 سال قبل

واییی شتتتتتتتت چه شودددد😂

جانان
جانان
1 سال قبل

ایول شهرام
قیافه ژینوس الان دیدنیه دختره پررو و افاده ای

سمیه
سمیه
پاسخ به  جانان
1 سال قبل

چرا…اونکه میدونه شهرام مجبوره که باهاش ازدواج کنه و خبرم داره که شهرام بهش علاقه نداره فقط الان رقیبش خوب شناحته

دسته‌ها

4
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x