رمان تارگت پارت 365

5
(3)

 

 

 

 

– اون وقت من چرا باید به استادی که خودش قرار بود عامل گند زده شدن به زندگیم و عقب افتادنم از درس باشه اعتماد کنم؟

گفتم و بلافاصله پشیمون شدم.. به هر حال قصدش کمک بود و من دوست نداشتم زیاد بی چشم و رو به نظر بیام.. ولی بازم نشون داد که امروز کاملاً از دنده راست بلند شده و هیچی قرار نیست عصبانیش کنه.. البته به جز اقدام من برای گند زدن به زندگیم..

– مجبوری اعتماد کنی.. چون الآن دیگه استاد جهانگیری هم رفته و تو در هر صورت نمی تونی درست و حذف کنی.. تو اتاقش که بودم گفت ساعت هشت یه جلسه مهم داره!

چشمام و محکم بستم و همونطور که آرنجم و به میز سنگی شطرنج تکیه می دادم سرم و محکم با دستام نگه داشتم که پرسید:

– استاد این درستون خداوردیه یا کاشمری؟

دیگه چاره ای برام نمونده بود جز اعتماد کردن بهش و حالا که قرار بود امتحان بدم دیگه نباید وقتم و با اعصاب خوردی تلف می کردم..

– کاشمری!

– خب خوبه.. اون زیاد امتحاناش و سخت نمی گیره.. فقط تهش یه سوال ده نمره ای داره که باید سرش حواست و خیلی جمع کنی.. ولی اگه ده نمره دیگه رو کامل بگیری دیگه خیالت از مشروط نشدن راحته.

با اطلاعاتی که بهم داد و مطمئناً دانشجوهای دیگه ازش بی نصیب موندن توجهم بهش جلب شد و چهارچشمی بهش زل زدم که پرسید:

– براتون مشخص کرده از کدوم فصل ها سوال می ده؟

– چون نخوندم یادم نیست.. ولی صفحه اول کتاب نوشتم.

قبل از این که بخواد صفحه اول و باز کنه گفت:

– اون موقع که من دانشجوش بودم از فصل چهار و پنج و هفت سوال داده بود..

صفحه اول و که باز کرد با چشمای گرد شده زل زدم به اعداد «چهار و پنج و هفت» که خودم نوشته بودمش و الآن یادم نبود..

ولی آدمی که چهار پنج سال پیش این درس و پاس کرده بود و این وسط هم سابقه شیش ماه تو کما موندن و داشت حافظه اش از من بهتر کار می کرد.

 

 

 

 

 

 

با لبخند یه وری سرش و بلند کرد و نگاهش و به صورتم دوخت..

– دیدی گفتم؟!

بی اختیار به لبخندش خیره شدم.. نمی دونم بازم حافظه ام یاری نمی کرد.. یا جدی جدی داشتم برای اولین بار لبخندش و می دیدم.

ولی مطمئنم که سر کلاس هم یه استاد جدی بود و کم می خندید که حالا این لبخند انقدر برام عجیب و در عین حال.. جذابه.

نگاهم و سریع گرفتم که اونم دوباره به کتاب خیره شد و گفت:

– اصولاً اساتید.. قابل پیش بینی ترین موجودات زمینن. به خصوص استادای بی حوصله ای مثل کاشمری که سال های آخر تدریسشونه و حوصله ندارن برای هر ترم یه سوال جدا طراحی کنن..

– یعنی.. یعنی انقدر خوب همه چیز و از زمان دانشجویی یادتونه؟

– انقدر یادمه که می تونم بگم از هر فصل چه سوالایی تو امتحان میاد!

– خب بگید بهم!

دوباره لبخندی به این اشتیاق یهو متبلور شده وجودم زد و کتاب و به سمتم هل داد..

– قبلش یه کم این فصل ها رو بخون.. در حد مرور کردن.. بذار ذهنت آماده بشه. اگه فقط سوالا رو بگم و تو همونا رو حفظ کنی.. سر امتحان همه اش می پره.. ولی این جوری راحت تر می تونی جواب ها رو برای خودت تجزیه و تحلیل کنی و با روش هایی که من بهت یاد می دم.. توی ذهنت نگهشون داری. روش هامم ردخور نداره.. نگران نباش. این امتحانت و که دادی.. خودت می فهمی آدم قابل اعتمادی ام.. حتی اگه یه زمانی تصمیم داشتم عاملی بشم برای گند زدن به زندگیت!

لبم و به دندون گرفتم و با شرمندگی کتاب و به سمت خودم سر دادم که از جاش بلند شد و پرسید:

– سردت نیست؟

– یه کم!

– می خوای بریم تو ماشین بشینی؟

– نه.. همین جا خوبه!

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 5 / 5. شمارش آرا 3

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
رمان شولای برفی به صورت pdf کامل از لیلا مرادی

رمان شولای برفی به صورت pdf کامل از لیلا مرادی 4 (8)

7 دیدگاه
خلاصه رمان شولای برفی : سرد شد، شبیه به جسم یخ زده‌‌ که وسط چله‌ی زمستان هیچ آتشی گرمش نمی‌کرد. رفتن آن مرد مثل آخرین برگ پاییزی بود که از درخت جدا شد و او را و عریان در میان باد و بوران فصل خزان تنها گذاشت. شولای برفی، روایت‌گر…
IMG ۲۰۲۴۰۴۱۲ ۱۰۴۱۲۰

دانلود رمان دستان به صورت pdf کامل از فرشته تات شهدوست 3.7 (3)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:   دستان سپه سالار آرایشگر جوانی است که اهل محل از روی اعتبار و خوشنامی پدر بزرگش او را نوه حاجی صدا میزنند دستان طی اتفاقاتی عاشق جانا، خواهرزاده ی بزرگترین دشمنش میشود چشم روی آبروی خود میبندد و جوانمردانه به پای عشق و احساسش می…
aks gol v manzare ziba baraye porofail 33

دانلود رمان نا همتا به صورت pdf کامل از شقایق الف 5 (2)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان:         در مورد دختری هست که تنهایی جنگیده تا از پس زندگی بربیاد. جنگیده و مستقل شده و زمانی که حس می‌کرد خوشبخت‌ترین آدم دنیاست با ورود یه شی عجیب مسیر زندگی‌اش تغییر می‌کنه .. وارد دنیایی می‌شه که مثالش رو فقط تو خواب…
IMG 20240405 130734 345

دانلود رمان سراب من به صورت pdf کامل از فرناز احمدلی 4.7 (9)

بدون دیدگاه
            خلاصه رمان: عماد بوکسور معروف ، خشن و آزادی که به هیچی بند نیست با وجود چهل میلیون فالوور و میلیون ها دلار ثروت همیشه عصبی و ناارومِ….. بخاطر گذشته عجیبی که داشته خشونت وجودش غیرقابل کنترله انقد عصبی و خشن که همه مدیر…
149260 799

دانلود رمان سالوادور به صورت pdf کامل از مارال میم 5 (2)

1 دیدگاه
  خلاصه رمان:     خسته از تداوم مرور از دست داده هایم، در تال طم وهم انگیز روزگار، در بازی های عجیب زندگی و مابین اتفاقاتی که بر سرم آوار شدند، می جنگم! در برابر روزگاری که مهره هایش را بی رحمانه علیه ام چید… از سختی هایش جوانه…
IMG 20240402 203051 577

دانلود رمان اتانازی به صورت pdf کامل از هانی زند 4.8 (12)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان:   تو چند سالته دخترجون؟ خیلی کم سن و سال میزنی. نگاهم به تسبیحی ک روی میز پرت میکند خیره مانده است و زبانم را پیدا نمیکنم. کتش را آرام از تنش بیرون میکشد. _ لالی بچه؟ با توام… تند و کوتاه جواب میدهم: _ نه! نه…

آخرین دیدگاه‌ها

اشتراک در
اطلاع از
guest

4 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
mehr58
mehr58
8 ماه قبل

عالیه

Ghazal
Ghazal
9 ماه قبل

بله دیگه میران بدبخت ناقص شده افتاده اون سر دنیا که درین خانوم به لاس زدنش با خواستگارش برسه و اینکه لبخند علی عسگری براش جذاب باشه😏

علوی
علوی
9 ماه قبل

دو حالت داره:
یا این آدم ندیده بی موقع باز عاشق می‌شه، وقتی میران برگشت برای این علی‌عسکری بدبخت شر درست می‌کنه.
یا براش می‌شه درس عبرت، می‌فهمه می‌شه بخشید و خوب بود و … و میره سراغ میران و به خیر و خوشی تموم می‌شه.
امکان اینکه میران بکشه کنار و به خیال دختره خودکشی کنه و از ناقص بودن متنفر باشه و … اصلاً نیست. تا زمانی که درینی هست، اگه نصف تن میران هم عملی و مصنوعی بشه، نصفه دیگه‌اش لاشه‌اش رو دنبال درین می‌کشونه. چون بود و نبود خودش رو تو وجود و بودن درین تعریف کرده.

𝒛𝒂𝒉𝒓𝒂
𝒛𝒂𝒉𝒓𝒂
پاسخ به  علوی
9 ماه قبل

دقیقا
همینطوره که میگی ولی نمیدونم چرا یه حس مزخرفی میگه درین با ای یارو ازدواج میکنه

آخرین ویرایش 9 ماه قبل توسط 𝒛𝒂𝒉𝒓𝒂

دسته‌ها

4
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x