رمان گریز از تو پارت 150

4.7
(3)

 

 

 

یاسمین خندید و از کنار او بلند شد: همون خواهر شوهر منه. همش سعی میکنه خلوتمونو بهم بزنه!

 

خودش در را باز کرد و با دیدن چهره ی متین استرس گرفت‌: چیشده؟

 

_اقا بیداره؟

 

_آره بیا تو…

 

متین داخل رفت و ارسلان مهلت نکرد چیزی بپرسد.

 

_دانیار اومده آقا…

 

رنگ از رخ دخترک پرید: چی؟

 

ارسلان خونسرد سر تکان داد. انگار انتظارش را داشت که اصلا متعجب نشد.

 

_خب؟

 

_میگه میخواد شمارو ببینه.

 

_مشکلی نیست بگو بیاد‌ بالا.

 

یاسمین مضطرب جلو رفت: یعنی چی بیاد بالا؟

 

_یعنی بیاد حرفش و بزنه. شما دوتا چرا شبیه علامت سوال برعکس شدین؟

 

متین هنوز متعجب بود و نگران:

 

_اقا ما نمی‌تونیم همینجوری بذاریم بیاد تو خونه. اگه بلایی…

 

ارسلان با آرامش میان حرفش پرید:

 

_چیزی نمیشه! بذار بیاد.

 

یاسمین چشم گرد کرد: یعنی چی ارسلان؟ اگه واقعا بلایی سرت بیاره چی؟ میخوای تنها بشینی باهاش حرف بزنی؟

 

_گفتم که تا زمانی که خواهرش تو دستای منه اتفاقی نمیفته.

 

متین با تردید نگاهش کرد و یاسمین لب گزید. لحنش جدی بود و کسی نمیتوانست روی حرفش حرف بیاورد.

 

_تو هم برو پیش ماهرخ اینا و تا وقتی این پسره نرفته بیرون نیا.

 

یاسمین در سکوت فقط نگاهش کرد و با مکث سر تکان داد. قلبش از نگرانی جمع شده بود اما اعتراضی نکرد و همراه متین پایین رفت‌.

 

_تو پشت در اتاق بمون مراقب باش متین. خب؟

 

_حواسم هست نگران نباش.

 

یاسمین نفس عمیقی کشید و وقتی داخل آشپزخانه رفت متین تاکید کرد کسی بیرون نیاید و بعد در را پشت سرش بست.

 

دانیار هنوز توی حیاط منتظر بود‌. ارام و قرار نداشت! مدام به اطراف نگاه میکرد و خودش را تکان میداد. استرس از تمام حرکاتش معلوم بود. با دیدن متین پا تند کرد سمتش‌…

 

_ قبول کرد؟

 

 

 

 

متین بدون هیچ نرمشی گفت: اره. اول اسلحه ت و میذاری اینجا و بچه ها بازرسیت میکنن بعد میری داخل.

 

دانیار ممانعت نکرد: باشه حتما.

 

محمد تمام لباس هایش را گشت و اسلحه اش را گرفت تا او توانست داخل برود‌. آخرین باری که به این خانه پا گذاشته بود را به خوبی در ذهن داشت. ارسلان روزی رفیقش بود نه دشمنش… دشمنی که میانشان ساخته شد تا سیاست های سازمان به خوبی پیش برود.

 

همراه متین از پله ها بالا رفت و پشت در ایستاد. قلبش تند میزد… انگار قرار بود میان جهنم با رقیبش روبرو شود‌. متین با تقه ای به در و شنیدن صدای ارسلان، اجازه داد که داخل برود.

 

دانیار دستی به یقه ی لباش کشید و داخل رفت: سلام!

 

ارسلان بدون انعطاف خیره اش شد. استرسش را روی هوا شکار کرد… تمام رفتارهایش را از بر بود!

 

_بشین.

 

دانیار به تک صندلی اتاق نگاه کرد و با مکث رویش نشست…

 

_بهتری؟

 

_اومدی اینجا حالم و بپرسی؟

 

دانیار با بیچارگی دست روی سرش کشید: متلک ننداز ارسلان.

 

ارسلان سرش را عقب برد: باشه راحت حرف میزنم. چرا اومدی اینجا؟

 

_بخاطر دنیا!

 

_خب؟ چی میخوای؟

 

دانیار باز هم دست به سرش کشید. عادت داشت این حرکت را از روی استرس انجام دهد.

 

_من میدونم خودکشی کرده. میدونم که…

 

ارسلان با آرامش میان حرفش پرید: ولی زنده ست.

 

نگاه مستقیمش روی دانیار شبیه یه شعله ی پرقدرت روی تن گر گرفته اش بود. طوریکه زبان او بند آمد.

 

_الان دقیقا دردت چیه که اومدی تو خونم؟

 

_خواهرمو می‌خوام. هرکاری هم لازم باشه برات انجام میدم.

 

ارسلان ابرو بالا انداخت: متوجه نمیشم.

 

_بخاطر دنیا میزنم زیر همه چی ارسلان. هر چیزی که باعث شده تا با تو دشمن باشم.

 

ارسلان سکوت کرد. تمام حرفهایش را پیش بینی کرده بود… دانیار میخواست خودش را کیش و مات کند.

 

_تموم کنیم این جنگ و؟

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 4.7 / 5. شمارش آرا 3

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
InShot ۲۰۲۳۰۱۳۰ ۱۵۳۹۲۱۳۶۸

دانلود رمان لهیب از سحر ورزمن 0 (0)

2 دیدگاه
    خلاصه رمان :     آیکان ، بیزینس من موفق و معروفی که برای پیدا کردن قاتل پدرش ، بعد از ۱۸ سال به ایران باز می گردد.در این راه رازهایی بر ملا میشود و در آتش انتقام آیکان ، فرین ، دختر حاج حافظ بزرگمهر مظلومانه قربانی…
wp3551985

دانلود رمان او دوستم نداشت pdf از پری 63 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :   زندگی ده ساله ی صنم دچار روزمرگی و تکرار شده. کاهش اعتماد به نفس ، شک و تردید و بیماری این زندگی را به مرز باریکی بین شک و یقین می رساند. صنم برای رسیدن به ارزشهای ذاتی خود، راه سخت و پرتشنجی در پیش…

رمان بوسه گاه غم 4 (2)

14 دیدگاه
  دانلود رمان بوسه گاه غم   خلاصه : حاج خسرو بعد از بیوه شدن عروس زیبا و جوونش، به فکر ازدواج مجددش میفته و با خواستگاریِ آقای مطهری، یکی از بزرگترین باغ دارهای دماوند به فکر عملی کردن تصمیمش میفته که ساواش، برادرشوهر شهرزاد، به شهرزاد یک پیشنهاد میده،…
InShot ۲۰۲۳۰۳۱۲ ۱۱۱۴۴۶۰۴۴

دانلود رمان پنجره فولاد pdf از هانی زند 5 (1)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :         _ زن منو با اجازه‌ٔ کدوم دیوثِ بی‌غیرتی بردید دکتر زنان واسه معاینهٔ بکارتش؟   حاج‌بابا تسبیح دانه‌درشتش را در دستش می‌گرداند و دستی به ریش بلندش می‌کشد.   _ تو دیگه حرف از غیرت نزن مردیکه! دختر منم زن توی هیچی‌ندار…
IMG 20240508 142226 973 scaled

دانلود رمان میراث هوس به صورت pdf کامل از مهین عبدی 4.1 (16)

بدون دیدگاه
          خلاصه رمان:     تصمیمم را گرفته بودم! پشتش ایستادم و دستانم دور سینه‌های برجسته و عضلانیِ مردانه‌اش قلاب شد. انگشتانم سینه‌هایش را لمس کردند و یک طرف صورتم را میان دو کتفش گذاشتم! بازی را شروع کرده بودم! خیلی وقت پیش! از همان موقع…
IMG 20230128 233728 3512

دانلود رمان سمفونی مردگان 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :           سمفونی مردگان عنوان رمانی است از عباس معروفی.هفته نامه دی ولت سوئیس نوشت: «قبل از هر چیز باید گفت که سمفونی مردگان یک شاهکار است»به نوشته برخی منتقدان این اثر شباهت‌هایی با اثر ویلیام فاکنر یعنی خشم و هیاهو دارد.همچنین میلاد…
InShot ۲۰۲۳۰۱۳۱ ۱۷۵۴۳۹۱۱۴

دانلود رمان ستی pdf از پاییز 2 (1)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :   هاتف، مجرمی سابقه‌دار، مردی خشن و بی‌رحم که در مسیر فرار از کسایی که قصد کشتنش را دارند مجبور به اقامت اجباری در خانه زنی جوان می‌شود. مردی درشت‌قامت و زورگو در مقابل زنی مظلوم و آرام که صدایش به جز برای گفتن «چشم‌»…
unnamed 22

رمان تژگاه 5 (1)

3 دیدگاه
  دانلود رمان تژگاه خلاصه : داستان زندگی دختری مستقل و مغرور است که برای خون خواهی و انتقام مرگ مادرش وارد شرکت تیموری میشود، برای نابود کردن اسکندر تیموری و برخلاف تصورش رییس آنجا یک مرد میانسال نیست، مرد جذاب و غیرتی داستانمان، معراج مسبب همه اتفاقات گذشته انجاست،پسر…
images

رمان عاشقم باش 0 (0)

بدون دیدگاه
  دانلود رمان عاشقم باش خلاصه: داستان دختری به نام شقایق که پس از جدایی خواهرش با همسر سابق او احسان ازدواج می کند.برخلاف عشق فراوان شقایق نسبت به احسان .احسان هیچ علاقه ای به او ندارد کم کم طی اتفاقاتی احسان به شقایق علاقمند می شود و زندگی خوشی…
InShot ۲۰۲۳۰۲۰۸ ۲۲۴۰۴۴۱۴۷

دانلود رمان دنیا دار مکافات pdf از نرگس عبدی 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :     روایت یه دلدادگی شیرین از نوع دخترعمو و پسرعمو. راهی پر از فراز و نشیب برای وصال دو عاشق. چشمانم دو دو می‌زند.. این همان وفایِ من است که چنبره زده است دور علی‌ِ من؟ وفایی که از او‌ انتظار وفا داشته‌ام، حالا شده…

آخرین دیدگاه‌ها

اشتراک در
اطلاع از
guest

3 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
P:z
P:z
1 سال قبل

پارت کی میذاری فاطمه جون؟

Tamana
1 سال قبل

اوووو جالب شد….

دسته‌ها

3
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x