رمان های بیشتر در کانال رمان من  https://t.me/romanman_ir

رمان دل دیوانه پسندم
Fatemeh

رمان دل دیوانه پسندم پارت 18

  موهامو سشوار کشیدم.. آرایش کردم.. همه ی برق هارو روشن کردم و خونه رو چراغونی کردم… آهنگ شاد گذاشتم و ذهنم خالی از فکروخیال های مسخره کردم.. حالم بهتر شد.. حتی دیگه از دست مازیار هم دلخور نبودم… دلارام واقعی همینه.. ازاون دلارام ترسو و ناتوان بیذار بودم… تصمیم

ادامه مطلب »
عکس کاترین
رمان نقض قانون (خون آشام )
Azadeh

رمان نقض قانون(خون آشام)پارت ۱۹

چشمانش را با اطمینان به چشمانم دوخت … حرفی که لوییس قرار بود بزنه ، سرنوشتم را رقم میزد …. لوییس مرد جسوری بود درست مثل خودم خودسر بود .‌… و بالاخره لب باز کرد…. _ باشه قبول میکنم … اما در صورتی که بهم بگی چیشده و قولت رو

ادامه مطلب »
رمان رسپینا
Fatemeh

رمان رسپینا پارت 96

  رادان بهم اطلاع داده بود که رسیده به رستورانی که بابام گفته بود حاضر شه تا حرف بزنن و رادان بهم قول داد هروقت از بابام جدا شد بهم اطلاع بده و صد البته توضیح بده که چی گفته شده و از تایمی که رفته بود پیش بابام دو

ادامه مطلب »
رمان تارگت
Fatemeh

رمان تارگت پارت 156

  چقدر لذت می بردم از اینکه من و.. بدون رسمی شدن رابطه امون.. خانوم خودش معرفی می کرد.. نه دوست دختر.. یا نه حتی نامزد و این توجهش به جزییات.. در عین عجیب بودن.. لذت بخش بود! با این حرفش توجه مهمونا بیشتر به سمتم جلب شد.. آقای هرمزی

ادامه مطلب »
رمان تاوان دل
Fatemeh

رمان تاوان دل پارت 35

  نمی دونم چقدر گذشت تا اینکه بلاخره به خواب عمیقی فرو رفتم بدون هیچ درد و تبی داشته باشم یه خواب عمیق رفتم.. “گندم” نگاهی به صورت غرق در خواب ارش انداختم چقدر مظلوم خوابیده بود حس خوبی نسبت بهش پیدا کرده بودم.. انگار که سالها ست این مرد

ادامه مطلب »
رمان آرزوی عروسک
Fatemeh

رمان آرزوی عروسک پارت 108

  بخاطر ترافیک سنگین مسیر ده دقیقه ای یک ساعت طول کشید و بالاخره رسیدم به بیمارستان.. وارد سالن اصلی بخشی که آمنه جون داخلش بستری بود شدم و بادیدن آرش که روبه روی اتاق وروی صندلی انتظار نشسته بود، ضربان قلبم ریتم نامنظم گرفت.. تصمیم گرفتم تا قبل از

ادامه مطلب »
رمان رسپینا
Fatemeh

رمان رسپینا پارت 95

  وارد خونه که شدم همه رو دیدم ، راحیل ریما ، رادمهر ، فکر میکردم راحیل خونه خودش باشه اما اینجا بود. از اینکه تک تکشون خونمون بودن راضی بودم ، این خونه پر سر و صدا رو ترجیح میدادم به هر خونه ی مجردی قبلاً طرز فکرم این

ادامه مطلب »
رمان گریز از تو
Fatemeh

رمان گریز از تو پارت 36

  سردرد و نگرانی و هزار و یک درد دیگر روی قلب و جانش حتی نگذاشت برای یک ساعت پلک روی هم بگذارد. کلافه روی تخت نشست و پیشانی دردناکش را با کف دست فشرد. ضعف هنوز توی تنش بود و حس میکرد تمام جانش بالا آمده… فکرش درگیر آن

ادامه مطلب »
رمان بوسه بر گیسوی یار
Fatemeh

رمان بوسه بر گیسوی یار پارت 66

  -حورا! با هینِ بلندی برمیگردم و می بینم که مامان نشسته و متعجب به من نگاه میکند. سریع میگویم: -اومدم اومدم… -چی شده؟! با نگاه دیگری به بهادری که با پررویی به من خیره است، برمیگردم و داخل میشوم. در را که میبندم، آرام میگویم: -هیچی، احساس کردم یه

ادامه مطلب »
رمان عشق صوری
Fatemeh

رمان عشق صوری پارت 228

  اومدن مامان و آقا رهام اونقدر طول کشید که تقریبا مطمئن شده بودم راضی نیست و نمیشه و نخواهد شد! اصلا این تئوری اینجا اومدن از بیخ و بن اشتباه بود. مگه ممکن بود که اون به این زودی راضی به پیوند ما بشه.اون هم وقتی نا سر حد

ادامه مطلب »
رمان ناسپاس
Fatemeh

رمان ناسپاس پارت 69

  عدد سه هی جلو چشمهای هممون رژه میرفت. به تته پته افتاده بودم. رقمی گفته بود که اگه جفت کلیه هام که هیچی، نصف اعضای بدنم رو هراج میکردم و میفروختم بازم نمیتونستم جورش کنم. ننجون با چشمهای پر اشکش پرسید: -پسرم… ما آه نداریم با ناله سودا کنیم…چه

ادامه مطلب »
عکس کاترین
رمان نقض قانون (خون آشام )
Azadeh

رمان نقض قانون(خون آشام)پارت ۱۸

  چشمهاش برای آخرین بار به نگاهم قفل شد ، دستمو محکم داخل دستش گرفت و به زور و نفس نفس زنان لب زد … _ ک..کات…کاترین …میخوام ..ک..که … یه چیزی رو بدو..بدونی …. ب..ب…برای آخرین بار… دو…دوستت د…دارم….   هق هقم اوج گرفت … _ نه ! نه

ادامه مطلب »
دسته‌ها

رمان های کامل

رمان کامل
ghader

رمان عاشقم باش

  دانلود رمان عاشقم باش خلاصه: داستان دختری به نام شقایق که پس از جدایی خواهرش با همسر سابق او احسان ازدواج می کند.برخلاف عشق

ادامه مطلب »
رمان شهر بازي
رمان کامل
ghader

رمان شهر بازي

  دانلود رمان شهر بازي   خلاصه: این دنیا مثله شهربازی میمونه یه عده وارد بازی میشن و یه عده بازی ها رو هدایت میکنن

ادامه مطلب »
رمان کامل
ghader

رمان در امتداد باران

  دانلود رمان در امتداد باران خلاصه : وکیل جوان و موفقی با پیشنهاد عجیبی برای حل مشکل دختری از طریق خواندن دفتر خاطراتش مواجه

ادامه مطلب »
رمان کامل
ghader

رمان اشرافی شیطون بلا

  دانلود رمان اشرافی شیطون بلا خلاصه : داستان درباره ی دختریه که خیلی شیطونه.اما خانواده ی اشرافی داره.توی خونه باید مثل اشرافیا رفتار کنه.اما

ادامه مطلب »