فروشگاه لوازم آرایشی و بهداشتی کیو فیس

رمان های بیشتر در کانال رمان من  https://t.me/romanman_ir

سکوت تلخ
رمان سکوت تلخ

رمان سکوت تلخ پارت 57

      لحظه ای بهت زده و حیران به او زل میزند   سپس به خود می آید و بی توجه به هاکان با بستن در ماشین و تکان دادن دستش برای یاسین سمت خانه می رود.   یاسین با تک بوقی راه می افتد و اوباز هم با

ادامه مطلب »
رمان فئودال
رمان فئودال

رمان فئودال پارت 50

            – همین کارارو کردی اون دختر بهت خیانت کرد ! نمیدونی مردونگی یعنی چی! اصلا چه معلوم بااون دختره مثل من نمیکردی !   نریمان با پشت دست به دهان دخترک کوبید. حرف هایش برایش سنگین تمام شده بود، او برای گلین کم نگذاشته

ادامه مطلب »
سکوت تلخ
رمان سکوت تلخ

رمان سکوت تلخ پارت 56

        – کم و زیادش تفاوتی داره عزیزم؟   عزیزمش را از روی تمسخر گفته بود   مانلی هم متوجه آن بود   پوفی میکشد   در واقع هاکان راست میگفت   تعداد ادمهایی که در آن مهمانی حضور پیدا میکردندچه فرقی داشت مگر؟   اصل ماجرا

ادامه مطلب »
رمان حورا
رمان حورا

رمان حورا پارت 250

            نفس‌های لاله به شمارش افتاده بود، تکیه به دیوار میداد و پله‌ها را پایین میرفت، چند پله مانده بود که نگاهش به مادر قباد افتاد، ان نگاه پر از نفرت و حرف‌های ناگفته که هیچگاه هم قرار نبود گفته شود.   روی ویلچر بود

ادامه مطلب »
رمان دلارای

رمان دلارای پارت 337

        هاوژین را کنار دلارای گذاشت و چپ‌چپ نگاهش کرد   اینبار آنقدر خسته و بی جان بود که حتی کوچک بودن کاناپه و راحت نبودن جایش هم نتوانست مانع خوابیدنش شود     نیمه شب بود که صدای ناله‌ای بیدارش کرد   کلافه گوشه چشمانش را

ادامه مطلب »
رمان آس کور
رمان آس کور

رمان آس کور پارت 159

    مگر میشد کسی حرف از تنفر بزند و در عین حال از تک تک کلماتش عشق چکه کند؟   بغض سراب از نوشیدن تمام احساسی که در ابراز تنفر حامی جریان داشت، بزرگ و بزرگ تر شد.   اما قبل از اینکه فرصتی برای جولان دادن به بغضش

ادامه مطلب »
رمان

رمان باوش پارت ۱

به هم نخواهیم رسید اما بهترین غریبه‌ات میمانم که تو را از دور برای همیشه دوست خواهم داشت… . ” با یاد خالق چشم‌هایش” نویسنده: از کلمات عامیانه و ساده استفاده شده و نوشته‌های زبان برسین به صورت محلی و زبان رواج قدیمی است. #پارت_ اول دستی عشوه‌داری روی تک

ادامه مطلب »
رمان گرداب
رمان گرداب

رمان گرداب پارت 299

        بعد اروم نگاهش رو به سمت سورن چرخوند و با مکث و بغض شدیدتری گفت: -کاش مامان و بابامم بودن..   سورن با لبخنده تلخی نگاهش کرد و زیرلب گفت: -کاش..   عسل با بغض گفت: -قربونت برم خواهری..اونا الان تورو میبینن..مطمئنم حالشون خوبه و خیلی

ادامه مطلب »
آبشار طلایی
رمان آبشار طلایی

رمان آبشار طلایی پارت 55

        در پشت چراغ قرمز و بوق زدن های ماشین ها در کنار دوردورکنان شبگرد و کنار شلوغی شهر و بوی زندگی، شهراد دستش را به سمتم گرفت.     نگاهی به انگشتان کشیده و پوست برنزه‌اش انداختم و سپس نگاهم را تا چشم هایش بالا بردم.

ادامه مطلب »
رمان بگذار اندکی برایت بمیرم
رمان بگذار اندکی برایت بمیرم

رمان بگذار اندکی برایت بمیرم پارت 3

      توی آغوشش فرو رفتم و حس پدرانه اش وجودم را گرم کرد…   -سلام حاج عمو… خوبی قربونتون برم…؟!   -خدا نکنه دخترم… کجا بودی این چند وقته…؟ سر نزدی بهمون…؟!   -ببخشید به خدا درگیر درس و دانشگاه بودم…!   خندید و پیشانی ام را بوسید…

ادامه مطلب »
رمان

دانلود رمان روح پادشاه به صورت pdf کامل از دل آرا فاضل

    خلاصه رمان :   زمان و تاریخ، مبهم و عجیب است. گاهی یک ساعتش یک ثانیه و گاهی همان یک ساعت یک عمر می‌گذرد!. شنیده‌اید که ارواح در زمان سفر می‌کنند؟ وقتی شخصی میمیرد جسم خود را از دست می‌دهد اما روح او در بدنی دیگر، و در

ادامه مطلب »
رمان

دانلود رمان سیطره ستارگان به صورت pdf کامل از فاطمه حداد

          خلاصه رمان :   نور چشمامو زد و پلکهام به هم خورد.اخ!!!از درد دوباره چشمامو بستم. لعنت به هر چی شب بیداریه بالخره یه روز در اثر این شب بیداری ها کور میشم. صدای مامانم توی گوشم پیچید – پسرم تو بالخره یه روز کور

ادامه مطلب »

رمان های کامل

دسته‌ها