1 دیدگاه

هم دانشگاهی جان پارت۶

3.5
(2)

هم دانشگاهی جان

 

 

مبینا: خدا کرده دلی

 

بعد از حرف مبینا گارسون ناهارو آورد هممون قورمه سبزی سفارش داده بودیم

 

_ولی غذاهای بیرون هیچوقت مزه‌ غذاهای ‌خونه رو نمیده حتی اگر بهترین رستورانم باشه

 

مائده: اهوم

 

ناهارمونو خوردیم و عزم رفتن کردیم انقد خسته بودیم که دیگه نای شوخی نداشتیم ولی با این حال بدون شوخی نمیتونستیم زندگی کنیم

 

یه پیر مرد با موهای جو گندمی اونطرف خیابون دیدم که تیپ خیلی قشنگی داشت با وجود سن پیرش

 

_وااای مبیناااا

 

مبینا: مرگ،چته؟

 

_میگم شوگر ددیت پیدا شد نگا کن چقدم خوش پوشه

 

مبینا: این برا عمت اورجیناله برو بده به همون

 

یگانه: خاک‌تو سرت مبینا انقد عقل نداری تو دختر؟ نگاش کن چقد تمیز و مرتب واستاده اوووه مبیناا گوشیشم آیفون سیزدهه

 

مائده: وای مبینا بپذیرش ما از کِی عروسی نرفتیم

 

مبینا: اگه دلت خیلی عروسی میخواد بیا این دلی رو عروس کن از شرش خلاص شیم

 

قیافم‌ پوکر شد

 

_ بی شوهر چرا از من مایه میذاری؟

یگانه رو بگو که ترشیده

 

یگانه: تو دوباره ترشیدگی منو به روم آوردی؟ خو چیکار کنم شوهر کمه

 

ترکیدیم‌ از خنده

 

با کلی خنده و شادی مسیر رستوران تا خونه رو طی کردیم و رسیدیم به خونه هر کدوم رفتیم سمت اتاقامون من و مبینا پیش هم یگانه و مائده هم پیش هم بودن

 

_‌بچه ها نظ…

 

گوشیم داشت زنگ میخورد حتما مامانمه رفتم سمتش ولی شماره ی ناشناس بود خواستم جواب ندم اما با قدرت تمام جواب دادم

 

_ الو؟ بفرمایید؟

 

…: سلام دلوین خانم حالتون چطوره؟

 

_ سلام ممنونم ببخشید شما؟

 

…: ببخشید مزاحم شدم من رادمهر هستم آرتین رادمهر راستش قصد مزاحمت نداشتم فقط خواستم یه قرار باهاتون بذارم از نزدیک ببینمتون

 

_ نه خواهش میکنم،بله از اشناییتون خوشبختم،شرمنده من نمیتونم توی این شهر غریب با کسی که باهام تماس گرفته و من فقط اسمشو می‌دونم قرار بذارم

و ببینمش

اگر که امری دارید از همینجا پشت گوشی بهم بگید

 

آرتین: من قصدم مزاحمت نیست واقعا فقط میخواستم یه چیزی باهاتون درمیون بذارم تلفنی نمیشه شما هرکاری که بگید من انجام میدم تا اعتماد شما جلب بشه

 

_ کاری نیاز نیست انجام بدید شمارتون همینه؟ خودم بهتون خبر میدم که میام یا نه خداحافظتون

 

آرتین: خدانگهدار

 

مائده: کی بود دلی؟

 

_ نمیدونم گفت ارتینه‌ اسمش میخواست یه قرار بذاره که برم ببینمش و یه چیزی رو در میون بذاره باهام اصلا اولین باره اسمشو می‌شنوم

 

مائده: منم‌نمیشناسمش ولی برو دلی حتما میخواد چیز مهمی بگه

 

یگانه: اره دلی برو ماهم میایم هواتو داریم

 

_ فعلا که زوده بذارین یه ساعت دیگه بشه بهش بگم

 

انقد خسته و درمونده بودیم که رو‌همون کاناپه ها خوابمون برد ولی من فقط تونستم بیست دقیقه بخوابم و مغزم درگیر این بود که این یاروعه کیه؟ چی میخواد بگه اصلا؟

 

گوشیمو برداشتم و به همون شماره پیام دادم

 

_ سلام کجا میتونم ببینمتون و چه ساعتی؟

 

به ثانیه نکشید که جوابمو داد

 

آرتین: سلام،ساعت شیش عصر کافه لندن آدرسش هم مجتمع ونک پارکه میبینمتون

 

_ آها بله،بلدم فعلا

 

ساعت چهار و نیم بود و باید آماده میشدم که تو این ترافیک دیر نرسم

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 3.5 / 5. شمارش آرا 2

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
Romantic profile picture 50

دانلود رمان ما دیوانه زاده می شویم pdf از یگانه اولادی 0 (0)

4 دیدگاه
  خلاصه رمان :       داستان زندگی طلاست دختری که وقتی هنوز خیلی کوچیکه پدر و مادرش از هم جدا میشن و طلا میمونه و پدرش ، پدری که از عهده بزرگ کردن یه دختر کوچولو بر نمیاد پس طلا مجبوره تا تنهایی هاش رو تو خونه عموی…
InShot ۲۰۲۳۰۱۳۱ ۱۸۰۵۱۰۲۰۶

دانلود رمان نبض خاموش از سرو روحی 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :   گندم بیات رزیدنت جراح یکی از بیمارستان های مطرح پایتخت، پزشکی مهربان و خوش قلب است. دکتر آیین ارجمند نیز متخصص اطفال پس از سالها دوری از کشور و شایعات برای خدمت وارد بیمارستان میشود. این دو پزشک جوان در شروع دلداگی و زندگی…
InShot ۲۰۲۳۰۴۲۴ ۲۳۴۱۰۸۰۰۸

دانلود رمان حکم نظر بازی pdf از مژگان قاسمی 4.5 (2)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :       همتا زنی مطلقه و ۲۳ ساله زیبا و دلبر توی دادگاه طلاقش با حاج_مهراد فوق العاده جذاب که سیاستمدارم هست آشنا میشه اما حاجی با دیدنش یاد بزرگ ترین راز زندگی خودش میفته… همین راز اونارو توی یک مسیر ممنوعه قرار میده…  …
InShot ۲۰۲۳۰۳۱۲ ۱۱۱۴۴۶۰۴۴

دانلود رمان پنجره فولاد pdf از هانی زند 5 (1)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :         _ زن منو با اجازه‌ٔ کدوم دیوثِ بی‌غیرتی بردید دکتر زنان واسه معاینهٔ بکارتش؟   حاج‌بابا تسبیح دانه‌درشتش را در دستش می‌گرداند و دستی به ریش بلندش می‌کشد.   _ تو دیگه حرف از غیرت نزن مردیکه! دختر منم زن توی هیچی‌ندار…
InShot ۲۰۲۳۰۱۳۱ ۱۷۵۹۴۳۰۶۲

دانلود رمان زهر تاوان pdf از پگاه 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :       درمورد یه دختر به اسمه جلوه هستش که زمانی که چهار سالش بوده پسری دوازده ساله به اسم کیان وارد زندگیش میشه . پدر و مادرجلوه هردو پزشک بودن و وقت کافی برای بودن با جلوه رو نداشتن برای همین جلوه همه…
InShot ۲۰۲۴۰۳۰۴ ۰۱۱۳۲۱۲۹۱

دانلود رمان یک تو به صورت pdf کامل از مریم سلطانی 3.8 (5)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:     سروصدایی که به یک‌مرتبه از پشت‌سرش به هوا خاست، نگاهش را که دقایقی می‌شد به میز میخ شده بود، کند و با رخوت گرداند. پشت‌سرش، چند متری آن‌طرف‌تر دوستانش سرخوشانه سرگرم بازی‌ای بودند که هر شب او پای میزش بساط کرده بود و امشب…
دانلود رمان سودا

دانلود رمان سودا به صورت pdf کامل از ملیسا حبیبی 4.1 (53)

بدون دیدگاه
  ♥️خلاصه رمان: دختری به اسم سودا که عاشق رادمان هم دانشگاهیش میشه اما وقتی با خواهرش آشناش میکنه عاشق هم میشن و رادمان با خواهر سودا ازدواج میکنه سودا برای فراموش کردم رادمان به خارج از کشور میره تا ادامه تحصیل بده و بعد چهارسال برمیگرده اما میبینه هنوزم…

رمان بوسه گاه غم 4 (2)

14 دیدگاه
  دانلود رمان بوسه گاه غم   خلاصه : حاج خسرو بعد از بیوه شدن عروس زیبا و جوونش، به فکر ازدواج مجددش میفته و با خواستگاریِ آقای مطهری، یکی از بزرگترین باغ دارهای دماوند به فکر عملی کردن تصمیمش میفته که ساواش، برادرشوهر شهرزاد، به شهرزاد یک پیشنهاد میده،…
IMG 20230128 233719 6922 scaled

دانلود رمان کابوس نامشروع ارباب pdf از مسیحه زاد خو 5 (1)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :     کابوس ارباب همون خیانت زن اربابه ارباب خیلی عاشقانه زنشو دوس داره و میره خواستگاری.. ولی زنش دوسش نداره و به اجبار خانواده ش بله رو میده و به شوهرش خیانت میکنه … ارباب اینو نمیفهمه تا بعد از شش سال زندگی مشترک، پسربچه‌شون…
IMG 20230123 235029 963 scaled

دانلود رمان طالع دریا 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:     من دنیزم اتفاقات زیادی و پشت سر گذاشتم برای اینکه خودمو نکشم زندگیمو وقف نجات دادن زندگی دیگران کردم همه چیز می تونست آروم باشه… مثل دریا… اما زندگیم طوفانی شد…بازم مثل دریا سرنوشتم هم معنی اسممه مجبورم برای شروع دوباره…یکی از بیمارارو نجات…

آخرین دیدگاه‌ها

اشتراک در
اطلاع از
guest

1 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
e_xiu_om
1 سال قبل

داره جالب میشه🤔😂

دسته‌ها

1
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x