16 دیدگاه

رمان نغمه دل پارت11

3
(6)

_بله اقا؟

_لطفا دیگه بهم نگو اقا

_پس چی بگم؟

_بگو محمد علی یا علی فرقی نداره

_ولی من اینطوری راحتترم

_من ناراحتم پس نگو

_چشم

_الانم بیا بشین دیگه همش کار داری

_چشم اقا یعنی باشه محمد علی اقا

این ساده بودنش بدجوری به دلم مینشست

اگر یک ذره زهره این رفتارا رو باهام داشت مطمئنا هیچوقت از خونه فراری نبودم

ازم فاصله میگرفت و این اذیتم میکرد

برای همین خودم بهش نزدیک شدم و فاصله رو کم کردم

مطمئنم اگر دستم دور کمرش نبود افتاده بود

حالا که قرار بود امروز برم و تا دو هفته دیگه نیام باید از این فرصت استفاده کنم

……………..

(راوی)

روزها میگذشت و علی بیشتر وابسته مائده میشد و مائده هم همینطور و هردو ترس از دست دادن هم

(محمد علی)

امروز به قدری فشار روم بود که حس میکردم دیگه توانایی برای گوش دادن غر غر های همیشگی زهره رو هم ندارم

حرکت کردم سمت ارامشم خونه مائده

(مائده)

در خونه زده شد وقتی دیدم محمد علیه زود باز کردم

توقع نداشتم این موقع شب بیاد اینجا

_سلام خسته نباشید

نگاه خسته ای بهم کرد و گفت:

_سلام

_خوبین؟

سری به طرفین تکون داد:

_سردرد دارم میتونی سرم رو ماساژ بدی؟

هنوزم از لمس این مرد معذب بودم ولی نمیخاستم درد بکشه

تا برسم به اتاق با خودم کلنجار رفتم که درو زدم و وارد شدم

اروم وارد شدم و نشستم روی تخت

اروم سرشو گذاشت روی پام که تمام تنم منقبض شد

_منتظر چی؟

از شوک در اومدم و چند قطرع روغن بنفشه ریختم روی پیشونیش و اروم شروع کردم به ماساژ دادنش

چشماش بسته بود، دستام داشت نابود میشد از اینهمه ماساژ دادن

وقتی دیدم نفساش سنگین شد دست از کار کشیدم و دستم و پیشونیش رو ارون با دستمال پاک کردم

سرمو تکیه دادم به تخت و چشام اروم روی هم افتاد

 

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 3 / 5. شمارش آرا 6

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
1676877296835

دانلود رمان تو همیشه بودی pdf از رؤیا قاسمی 0 (0)

21 دیدگاه
  خلاصه رمان :     مادر محیا، بعد از مرگ همسرش بخاطر وصیت او با برادرشوهرش ازدواج می کند؛ برادرشوهری که همسر و سه پسر بزرگتر از محیا دارد. همسرش طاقت نمی آورد و از او جدا می شود و به خارج میرود ولی پسرعموها همه جوره حامی محیا…
IMG 20230123 235014 207 scaled

دانلود رمان سونات مهتاب 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :         من بامداد الوندم… سی و شش ساله و استاد ادبیات دانشگاه تهران. هفت سال پیش با دختری ازدواج کردم که براش مثل پدر بودم!!!! توی مراسم ازدواجمون اتفاقی میفته که باعث میشه آیدا رو ترک کنم. همه آیدا رو ترک میکنن. ولی…
رمان در پناه آهیر

رمان در پناه آهیر 0 (0)

2 دیدگاه
خلاصه رمان در پناه آهیر افرا… دختری که سرنوشتش با دزدی که یک شب میاد خونشون گره میخوره… و تقدیر باعث میشه عاشق مردی بشه که پناه و حامی شده براش.. عاشق آهیر جذاب و مرموز !    
IMG 20210725 110243

دانلود رمان دلشوره 1.5 (2)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:       هم اکنون داستان زندگی پناه را تهیه کرده ایم، دختری که بین بد و بدتر گیر کرده و زندگی اش دستخوش تغییراتی شده، انتخاب مردی که برای جان خودش او را قربانی میکند یا مردی که همه ی عمرش عاشقانه هایش را با…

رمان بوسه گاه غم 4 (2)

14 دیدگاه
  دانلود رمان بوسه گاه غم   خلاصه : حاج خسرو بعد از بیوه شدن عروس زیبا و جوونش، به فکر ازدواج مجددش میفته و با خواستگاریِ آقای مطهری، یکی از بزرگترین باغ دارهای دماوند به فکر عملی کردن تصمیمش میفته که ساواش، برادرشوهر شهرزاد، به شهرزاد یک پیشنهاد میده،…
nody عکس های شخصیت بهار و کامران در رمان ازدواج اجباری 1626111507

رمان ازدواج اجباری 0 (0)

1 دیدگاه
  دانلود رمان ازدواج اجباری   خلاصه : بهار یه روز که از مدرسه میاد خونه متوجه ماشین ناشناسی میشه که درخونشون پارکه که مسیر زندگیش و تغییر میده… پایان خوش  
520281726 8216679582

رمان باورم کن 0 (0)

بدون دیدگاه
دانلود رمان باورم کن خلاصه : آنید کیان دانشجوی مهندسی کشاورزی یه دختر شمالی که کرج درس میخونه . به خاطر توصیه ی یکی از استاد ها که پیشنهاد داده بود که برای بهتر یادگیری درس بهتره کار عملی انجام بدن و به طور مستقیم روی گل و گیاه کار…
InShot ۲۰۲۳۰۳۰۶ ۱۰۴۸۲۴۸۹۶

دانلود رمان نشسته در نظر pdf از آزیتا خیری 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :     همه چیز از سفره امام حسن حاج‌خانم شروع شد! نذر دامادی پسر بزرگه بود و تزئین سبز سفره امیدوارش می‌کرد که همه چیز به قاعده و مرتبه. چه می‌دونست خانم‌جلسه‌ایِ مداح نرسیده، نوه عموی حاجی‌درخشان زنگ می‌زنه و خبر می‌ده که عزادار شدن! اونم…
IMG 20240606 191033 683

دانلود رمان روح پادشاه به صورت pdf کامل از دل آرا فاضل 5 (1)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :   زمان و تاریخ، مبهم و عجیب است. گاهی یک ساعتش یک ثانیه و گاهی همان یک ساعت یک عمر می‌گذرد!. شنیده‌اید که ارواح در زمان سفر می‌کنند؟ وقتی شخصی میمیرد جسم خود را از دست می‌دهد اما روح او در بدنی دیگر، و در…
55e607e0 508d 11ee b989 cd1c8151a3cd scaled

دانلود رمان سس خردل به صورت pdf کامل از فاطمه مهراد 3.3 (8)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان:     ناز دختر فقیری که برای اینکه خرجش رو در بیاره توی ساندویچی کوچیکی کار میکنه . روزی از روزا ، این‌ دختر سر به هوا به یه بوکسور معروف ، امیرحافظ زند که هزاران کشته مرده داره ، ساندویچ پر از سس خردل تعارف میکنه…

آخرین دیدگاه‌ها

اشتراک در
اطلاع از
guest

16 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
بانو
بانو
1 سال قبل

پارت جدید لطفاااااا

𝕾𝖚𝖌𝖆𝖗 𝕲𝖊𝖓𝖎𝖚𝖘
𝕾𝖚𝖌𝖆𝖗 𝕲𝖊𝖓𝖎𝖚𝖘
پاسخ به  Eda
1 سال قبل

چشمت بی بلا بزار دیگههه🔪

✞ΛƬΣПΛ✞
عضو
1 سال قبل

فعالیتت زیاد شده
بهت فشار نیاد
توهم شدی نویسنده اوای نیاز تو:/
5خط میذاری ینی چی اخه
خرمگس

Yas
Yas
پاسخ به  ✞ΛƬΣПΛ✞
1 سال قبل

آتی بی اعصابیا عزیزم به اعصاب خودت مثلث باش😐
انگار شب سختی داشتی فدات😂

✞ΛƬΣПΛ✞
پاسخ به  Yas
1 سال قبل

دوس دارم همش بهش گیر بدم نمیدونم چرا خخخخ

Yas
Yas
پاسخ به  ✞ΛƬΣПΛ✞
1 سال قبل

طفلک ادا دیوار کوتاه تراز ادا گیر نیوردی؟😂

✞ΛƬΣПΛ✞
پاسخ به  Yas
1 سال قبل

اخه تو نمیدونی چقد اتیش میسوزونه پیش شماها مظلومه ب من میرسهه دومتر زبون داره

✞ΛƬΣПΛ✞
پاسخ به  Eda
1 سال قبل

تو دهنت قایمش کردی
نه والا تو منو دیوونه کردی با کارات

𝕾𝖚𝖌𝖆𝖗 𝕲𝖊𝖓𝖎𝖚𝖘
𝕾𝖚𝖌𝖆𝖗 𝕲𝖊𝖓𝖎𝖚𝖘
پاسخ به  ✞ΛƬΣПΛ✞
1 سال قبل

ادا کجا دومتر زبون داره بچم خیلی مظلومه

✞ΛƬΣПΛ✞
پاسخ به  𝕾𝖚𝖌𝖆𝖗 𝕲𝖊𝖓𝖎𝖚𝖘
1 سال قبل

وایی مهسا تو شاد ببینیش مخ نداشته منو میخوره

𝕾𝖚𝖌𝖆𝖗 𝕲𝖊𝖓𝖎𝖚𝖘
𝕾𝖚𝖌𝖆𝖗 𝕲𝖊𝖓𝖎𝖚𝖘
پاسخ به  ✞ΛƬΣПΛ✞
1 سال قبل

ادا؟نه بابا ادا خیلی بچه خوبیه

Yas
Yas
1 سال قبل

عاشقتم آجی ادا با این همه پارتی که میزاری❤🧡💛💚💙💜🤎💋💋💋💋💋

Yas
Yas
1 سال قبل

آخی😍گلبم اکلیلی شد🙃

دسته‌ها

16
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x