12 دیدگاه

رمان نغمه دل پارت 8

2.6
(5)

تو خودش جمع شده بود و ریز گریه میکرد

بسته رو گذاشتم روی میز که متوجه شد و منم درو بستم

لباسامو عوض کردم و دست و صورتم رو شستم و یکم با گوشیم ور رفتم

فکر کنم کارش تا الان تموم شده باشه

درو زدو و وارد شدم لباس عوض شدش نشون میداد کارشو کرده

(مائده)

چرا این مرد نمیرفت؟ رسما میخاست آبم کنه؟

_میشه…. برین؟

_انوقت برای چی؟

خب دلیل داره؟ میخام از خجالت بمیرم نمیخام باشی اییی وایییی

_خج…. خجالت میکشم

خنده ای کرد اولین بار بود خندشو میبینم

نشست روی تخت پشت به من

_اخه چه خجالتی؟ منو تو زن و شوهریم و این یه چیز کاملا طبیعیه که برای هر دختری پیش میاد پس خجالت نکش

دیگه ام نبینم اینطوری کردی من گفتم هرچی نیاز داری بگو اگر نمیومدم میخاستی بهم نگی؟

_ببخشید

_امیدوارم دیگه تکرار نشه، حالا شام خوردی؟

_نه، میل نداشتم

حرصی گفت:

_ اخه ادم تو این وضعیت که بدنش به غذا نیاز داره غذا نمیخوره؟ از دست تو

بلند شد، فکر کنم رفت غذا داغ کنه

(محمد علی)

بلند شدم و غذا براش گرم کردم غذا برای خودمم ریختم حتی غذاش مونده هم باشه خوشمزس

غذا هارو گذاشتم تو بشقاب و بردم پیشش

_خودم… میخورم

میخاستم خودم بهش بدم ولی بوی غذا بدجوری معده ام رو تحریک کرده بود و نذاشت مخالفتی کنم

غذاشو گذاشتم رو پاش و خودم شروع کردم به خوردن

(مائده)

تند تند غذاشو میخورد حتی فرصت نفس کشیدن هم به خودش نمیداد

نمیدونم چرا ولی هر نگاه این مرد قلب من رو میلرزوند بدجوری بهش وابسته شده بودم و نمیدونستم بعد این یک سال باید چکار کنم

_فک کنم اینقدر که با نگاهت منو خوردی جایی برای غذات نزاشته باشی

شوک شده از این حرفش گفتم

_چی؟

_عوض اینکه با نگاهت منو قورت بدی غذاتو بخور

خجل شروع کردم به خورد غذام این مرد خیلی تیز بود اصلا نمیشد چیزی از دیدش پنهون کرد

(محمد علی)

اولین بار بود نگاه خیره دختری اینقدر دستپاچم میکرد که بالاخره طاقتم طاق شد و بهش گفتم

صورتش غرق خجالت شد که حواسم رفت پی اون و غذام پرید تو گلوم

زود بهم اب داد که طلبکار گفتم:

_ببین چشم زدی

متعجب گفت:

_اخ اخ من مقصرم؟ شما یه ذره امان نمیدی انوقت مقصر منم؟

راست میگفت اینقدر تند تند خوردم اینطوری شد ولی حق به جانب ایستادم

_خیلی خوب غذاتو بخور

غذاشو خورد و سینی رو بردم اشپزخونه و باز رفتم پیشش

تختش بزرگ بود و دو نفر جا میشدن، کنارش دراز کشیدم که دستپاچه شد

اروم از پشت بغلش گرفتم:

_اروم بگیر بچه جان بزار دردت اروم شه

_نه… خوبم….. نیازی نیست

کلافه از کش مکش هامون گفتم:

_توروخدا اینقدر چونه نزن بخدا کاریت ندارم

چون با لحن تشرگونه ای گفتم ساکت شد و اروم گرفت

اینم پارت عیدی از طرف من به شما😊♥

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 2.6 / 5. شمارش آرا 5

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
IMG 20230123 230123 526

دانلود رمان غرور پیچیده 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :             رمو فالکون درست نشدنیه! به عنوان کاپوی کامورا، بی رحمانه به قلمروش حکومت می کنه، قلمرویی که شیکاگو بهش حمله کرد و حالا رمو میخواد انتقام بگیره. عروسی مقدسه و دزدیدن عروس توهین به مقدساته. سرافینا خواهرزاده ی رئیس اوت…
InShot ۲۰۲۳۰۲۰۸ ۲۲۴۰۴۴۱۴۷

دانلود رمان دنیا دار مکافات pdf از نرگس عبدی 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :     روایت یه دلدادگی شیرین از نوع دخترعمو و پسرعمو. راهی پر از فراز و نشیب برای وصال دو عاشق. چشمانم دو دو می‌زند.. این همان وفایِ من است که چنبره زده است دور علی‌ِ من؟ وفایی که از او‌ انتظار وفا داشته‌ام، حالا شده…
IMG 20230127 013632 7692 scaled

دانلود رمان به چشمانت مومن شدم 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :     این رمان راجب یه گروه خوانندگی غیرمجازی با چند میلیون طرفدار در صفحات مجازی با رهبری حامی پرتو هستش، اون به خاطر شغل و شمایلش از دوستان و خانواده طرد شده، اکنون او در همسایگی ترنج، دختری چادری که از شیراز جهت تحصیل…
InShot ۲۰۲۳۰۵۲۸ ۱۱۳۰۳۲۵۲۱

دانلود رمان دامینیک pdf، مترجم marya mkh 5 (1)

2 دیدگاه
  خلاصه رمان :     جذابیت دامینیک همه دخترهای اطرافش رو تحت تاثیر قرار می‌ده، اما برونا نه تنها ازش خوشش نمیاد که با تمام وجود ازش متنفره! و همین انگیزه‌ای میشه برای دامینیک تا با و شیطنت‌ها و گذشتن از خط‌قرمزها توجهشو جلب کنه تا جایی که…
رمان فرار دردسر ساز

رمان فرار دردسر ساز 0 (0)

بدون دیدگاه
  دانلود رمان فرار دردسر ساز   خلاصه : در مورد دختری که پدرش اونو مجبور به ازدواج با پسر عموش میکنه و دختر داستان ما هم که تحمل شنیدن حرف زور نداره و از پسر عموشم متنفره ,فرار میکنه. اونم کی !!؟؟؟ درست شب عروسیش ! و به خونه…
IMG 20230123 230225 295

دانلود رمان جنون آغوشت 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :     زندگی دختری سیزده ساله که به اجبار به مردی به اسم حاج حمید فروخته می‌شه و بزرگ می‌شه و نقشه‌هایی می‌کشه که به رسوایی می‌رسه… و برای حاج حمید یک جنون می‌شه…  
irs01 s3old 1545859845351178

دانلود رمان فال نیک به صورت pdf کامل از بیتا فرخی 3.8 (6)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان:       همان‌طور که کوله‌‌ی سبک جینش را روی دوش جابه‌جا می‌کرد، با قدم‌های بلند از ایستگاه مترو بیرون آمد و کنار خیابان این‌ پا و آن پا شد. نگاه جستجوگرش به دنبال ماشین کرایه‌ای خالی می‌چرخید و دلش از هیجانِ نزدیکی به مقصد در تلاطم…
IMG 20240503 011134 326

دانلود رمان در رویای دژاوو به صورت pdf کامل از آزاده دریکوندی 3.6 (5)

بدون دیدگاه
      خلاصه رمان: دژاوو یعنی آشنا پنداری! یعنی وقتایی که احساس می کنید یک اتفاقی رو قبلا تجربه کردید. وقتی برای اولین بار وارد مکانی میشید و احساس می کنید قبلا اونجا رفتید، چیزی رو برای اولین بار می شنوید و فکر می کنید قبلا شنیدید… فکر کنم…
اشتراک در
اطلاع از
guest

12 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
𝕾𝖚𝖌𝖆𝖗 𝕲𝖊𝖓𝖎𝖚𝖘
𝕾𝖚𝖌𝖆𝖗 𝕲𝖊𝖓𝖎𝖚𝖘
1 سال قبل

پارت جدیدش کو؟

✞ΛƬΣПΛ✞
عضو
1 سال قبل

عالی بید

Nazi
Nazi
1 سال قبل

تا اینجا عالییی بود نویسنده
دمت✨💜

Yas
Yas
1 سال قبل

قربونت بشم با این پارت عیدیت😍
ولی دوپارت قبلی کو🥺🥺🥺

Yas
Yas
1 سال قبل

آقااااا پارت ۶ و ۷ کو چرا یکدفعه پارت ۸ شد؟

Fateme
Fateme
پاسخ به  Eda
1 سال قبل

پارت شیش و هفت نیست

Yas
Yas
پاسخ به  Fateme
1 سال قبل

چرا چرا هست بدون عکسه همین صفحه رو برو بالا بین رماناس که عکس دارن
نغمه دل ۶

آخرین ویرایش 1 سال قبل توسط Yas
Yas
Yas
پاسخ به  Eda
1 سال قبل

رفتم رفتم دیدم دیدم🤓🤓🤓

دسته‌ها

12
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x