4 دیدگاه

رمان آتش شیطان پارت 163

5
(3)

 

 

 

 

 

 

 

– خانوم احمدی جناب محب تشریف اوردن مثل اینکه قرار ملاقاتشون رو با خودتون ست کرده بودن.

 

اینقدر سرم شلوغ بود که قرار ملاقاتم با دایان رو به کل، فراموش کرده بودم.

 

– بله راهنماییشون کنید داخل.

 

اگه تایم دیگه ای بود حتما به آیینه نگاه می‌نداختم و به سر و وضعم می‌رسیدم، اما الان اینقدر حجم دلخوریم بالا بود که حوصله این کار هارو نداشتم.

 

چند ثانیه بعد از رفتن منشی، دایان با دسته گل آفتابگردون زیبایی وارد اتاق شد.

 

با دیدن گل های آفتابگردون حس کردم چشمام برق زد.

 

یادم نمیاد به دایان گفته باشم که گل مورد علاقم چیه و آفتابگردون برای یک انتخاب رندوم، کمی دور از باور بود!

 

از پشت میز بلند شده و ” سلام ” آرومی کردم.

وقتی متوجه نگاه خیرش به چشمام شدم، یاد عینکم افتاده و خیلی سریع از روی چشمام برداشتمش.

 

ما خاطره جالبی با عینکم داشتیم و نمی‌خواستم دوباره یاداوری بشه!

 

با دیدن حرکتم، پوزخند نامحسوسی زد و دسته گل رو به سمتم گرفت.

 

حینی که با گرفتن دسته گل، دستم با چرم دستکشش برخورد می‌کرد، گفتم:

 

– چه گلای ‌زیبایی!

چرا زحمت کشیدی؟

خیلی ممنون!

 

تعارفاتم رو بی جواب گذاشت و روی کاناپه اتاق جاگیر شد.

رو به روش نشسته و پرسیدم:

 

– چی می‌خوری بگم بیارن؟

 

– چیزی نمی‌خوام خانوم وکیل.

اومدم راجع به احضاریه صحبت کنیم!

 

سری به تایید تکون داده و جواب دادم:

 

– چیز نگران کننده ای وجود نداره من براش برنامه ریزی کرده و آماده شده بودم.

بهتره که پرونده رو یه دور هم خودت بخونی تا از مدارکی که قراره ارائه بدیم باخبر باشی!

 

– این مدارک از همون مدارک معروفته خانوم وکیل؟!

 

سری کج کرده و پرسیدم:

 

– متوجه منظورت نشدم!

 

دستش رو روی پشتی کاناپه گذاشت و حینی که پای راستش رو روی پای چپ مینداخت و بیشتر به پشتی مبل تکیه میداد، جواب داد:

 

– چرا عزیزم فکر کنم خیلی هم خوب متوجه منظورم شدی!

 

 

 

 

 

 

درسته متوجه منظورش به خوبی شده بودم، اما توقع اینکه بخواد راجع بهش حرف بزنه رو نداشتم!

 

درسته که میدونستم راجع به کارام با خبره، اما قصدش از بیان کردن مجددش چی بود؟!

 

وقتی سکوت و نگاه خیرش رو دیدم، مصمم و بی تردید جواب دادم:

 

– اگه منظورت مدارکیه که قراره تو ثابت کردن بی گناهیت کمک کنه و نذاره بیوفتی گوشه زندان؛ آره از هموناست!

 

سری به نشونه تایید تکون داد و ” درسته ” ای زیرلب زمزمه کرد.

 

نمی‌دونستم هدفش از بازگو کردن این موضوع دقیقا چی بود!

 

تمسخر؟!

برتری؟!

یا تهدید؟!؟!

 

حقیقتا جوری بهش بدبین شده بودم که انتظار هرنوع کاری رو ازش داشتم!

 

برگه هایی که از روی میز اورده بودم رو به سمتش گرفته و گفتم:

 

– بهتره بجای وقت کشی و حرف های بیهوده وقتمون رو صرف کار مهم تری مثل احضاریت بکنیم جناب محب!

 

این بار واضحا پوزخندی زد و با گرفتن برگه ها، زیر لب ” درسته ” دیگه ای زمزمه کرد.

 

مشغول خوندن برگه ها شد.

به راحتی میشد تنش بینمون رو حس کرد.

 

دلیل من که واضح بود، اما از کارا و حسای دایان نمی‌تونستم سر در بیارم!

 

دلیل رفتار و حرفای پر نیش و کنایه اون چی بود؟!

بجای اینکه من تیکه و طعنه بارش کنم و از خجالتش در بیام، اون شمشیر رو از رو بسته بود!

 

رفتارای ضد و نقیضش گیجم کرده بود و اجازه فکر کردن و برخورد مناسب بهم نمیداد.

 

دایان غیر قابل پیشبینی ترین آدمی بود که من تو زندگیم دیده بودم و منی که همیشه برای همه حرفا و کارام برنامه ریزی داشتم و حساب شده کار می‌کردم، جلوش کم میاوردم و احمق ترین آدمی می‌شدم که می‌شناختم!

 

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 5 / 5. شمارش آرا 3

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
IMG 20230128 233633 5352

دانلود رمان کابوک 0 (0)

1 دیدگاه
    خلاصه رمان :     کابوک داستان پر فراز و نشیبی از افرا یزدانی است که توی مترو کار می‌کنه و تنها دغدغه‌ش بدست آوردن عشق همسر سابقشه… ولی در اوج زرنگی، بازی می‌خوره، عکس‌هایی که اونو رسوا میکنه و خانواده ای که از او می‌گذرن ولی از…
InShot ۲۰۲۳۰۵۲۷ ۱۱۳۲۵۲۳۹۷

دانلود رمان دیوانه و سرگشته pdf از محیا نگهبان 5 (1)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :   من آرمین افخم! مردی 34 ساله و صاحب هولدینگ افخم! تاجر معروف ایرانی! عاشق دلارا، دخترِ خدمتکار خونمون میشم! دختری ساده و مظلوم که بعد از مرگ مادرش پاش به اون خونه باز میشه. خونه ایی که میشه جهنم دلی، تا زمانی که مال من…
InShot ۲۰۲۳۰۲۰۸ ۲۲۴۰۴۴۱۴۷

دانلود رمان دنیا دار مکافات pdf از نرگس عبدی 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :     روایت یه دلدادگی شیرین از نوع دخترعمو و پسرعمو. راهی پر از فراز و نشیب برای وصال دو عاشق. چشمانم دو دو می‌زند.. این همان وفایِ من است که چنبره زده است دور علی‌ِ من؟ وفایی که از او‌ انتظار وفا داشته‌ام، حالا شده…
InShot ۲۰۲۳۰۱۳۰ ۲۲۱۱۲۰۷۸۶

دانلود رمان دریچه pdf از هانیه وطن خواه 0 (0)

بدون دیدگاه
خلاصه رمان :       داستان درباره زندگی محياست دختری كه در گذشته همراه با ماهور پسرداييش مرتكب خطايی جبران ناپذير ميشن كه در اين بين ماهور مجازات ميشه با از دست دادن عشقش. حالا بعد از سال ها اين دو ميخوان جدای از نگاه سنگينی كه هميشه گريبان…
InShot ۲۰۲۳۰۲۰۹ ۱۸۳۶۵۷۴۴۷

دانلود رمان سکوت تلخ pdf از الناز داد خواه 1 (1)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :         نیکا دختری که تو یه شب سرد پاییزی دم در خونشون با بدترین صحنه عمرش مواجه میشه جسد خونین خواهرش رو مقابل خودش میبینه و زندگیش عوض میشه و تصمیم میگیره انتقام خواهرشو بگیره.این قصه قصه یه دختره دختری که وجودش…
nody عکس شخصیت های رمان کی گفته من شیطونم 1629705138

رمان کی گفته من شیطونم 5 (1)

4 دیدگاه
  دانلود رمان کی گفته من شیطونم خلاصه : من دیـوانه ی آن لـــحظه ای هستم که تو دلتنگم شوی و محکم در آغوشم بگیــری … و شیطنت وار ببوسیم و من نگذارم.عشق من با لـجبازی، بیشتر می چسبــد!همون طور که از اسمش معلومه درباره یک دختره خیلی شیطونه که…
دانلود رمان بوی گندم

دانلود رمان بوی گندم جلد دوم pdf از لیلا مرادی 5 (1)

11 دیدگاه
      رمان: بوی گندم جلد دوم   ژانر: عاشقانه_درام   نویسنده: لیلا مرادی   مقدمه حالا چند ماه از اون روزا میگذره، خوشبختی کوچیک گندم با یه اتفاقاتی تا مرز نابودی میره   تو این جلد هدف نویسنده اینه که به خواننده بفهمونه تو پستی بلندی‌های زندگی نباید…
IMG 20240405 130734 345

دانلود رمان سراب من به صورت pdf کامل از فرناز احمدلی 4.8 (12)

2 دیدگاه
            خلاصه رمان: عماد بوکسور معروف ، خشن و آزادی که به هیچی بند نیست با وجود چهل میلیون فالوور و میلیون ها دلار ثروت همیشه عصبی و ناارومِ….. بخاطر گذشته عجیبی که داشته خشونت وجودش غیرقابل کنترله انقد عصبی و خشن که همه مدیر…
اشتراک در
اطلاع از
guest

4 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
علوی
علوی
6 ماه قبل

اگه مغزش رو از ماجرای باباش بکشه بیرون، از روی دسته گل افتابگران می‌تونه بفهمه که چت‌های گذشته‌اش با آزاد پیش محب لو رفته و احتمالاً چت دیروز آزاد با تابش هم از طرف دایان بوده. وگرنه چرا باید با خط دوم آزاد که به اسم تابشه انجام می‌شد

آلا
آلا
6 ماه قبل

چقدر بدم میادکه تابش انقدر بی اراده پیش این یارو

خواننده رمان
خواننده رمان
6 ماه قبل

فکر کنم دایان میدونه که تابش در جریان رابطه اون با پدرش هست

camellia
camellia
6 ماه قبل

چقدر هم پرروئه این مرد.شاید با آزاد و پدر تابش و حامد اصلا هم دستن😏😎مرسی خانم ندا.

آخرین ویرایش 6 ماه قبل توسط camellia

دسته‌ها

4
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x